تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
شخص ديگر و بندهء ديگر و رئيسى ديگر و شاه حاكمى به غير حقّ إطاعت كند ، او قلب خود را متوجّه عالم اعتبار و پندار و شرك و دوئيّت و ظلم و ستم نموده است ؛ و
إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
« 1 »
.
پس هر بنده‌اى كه يكى از بندگان خدا را عبادت كند و قلبش متوجّه او باشد ، از عالم توحيد خارج شده است . پيغمبر آمده است تا اينكه قلبها را از عبادت بندگان خدا بيرون بياورد و به عبادت خدا سوق بدهد ، و بگويد خدا را عبادت كنيد ( هم عبادت در مرحلهء طاعت و هم عبادت در مرحلهء عمل ) . و لذا بدنبالش مىفرمايد : وَ مِنْ عُهُودِ عِبَادِهِ إلَى عُهُودِهِ ؛ إنسانها را از پيمانهاى بندگان خارج كند و در عهد خدا وارد نمايد . يعنى از تمام تعهّدات و قرار دادهائى كه بندگان خدا با غير خدا مىبندند و بر أساس آن معاهدات ، خود را برده و غلام و كنيز آنان مىپندارند ، و آنها را آمر و مسيطر و خود را مأمور و ذليل و بيچاره مىدانند رها سازد ؛ و خدايان و خدايگان دروغين را از بين برده ، خداى حقيقى و واقعى را بجاى آنان قرار دهد . مگر در زمان طاغوت به شاه ستمگر و جبّار خدايگان نمىگفتند ؟ ! در محاكم نظامى كه تشكيل مىدادند ، عبارتى را كه با آن كار را شروع مىكردند اين بود : بنام خدايگان ، شاهنشاه آريامهر ! و عجيب اينست كه امروزه بعد از هزار و چهارصد سال با وجود تعليماتى اينچنين از پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم ، و دستوراتى از أمير المؤمنين عليه السّلام ، و اينهمه خطبه‌ها و فريادها ، باز هم سخن از خدايگان ، آريامهر است ! و اين خيلى عجيب است كه اگر پروردگار ، اين إنسان را قدرى رها كند دو مرتبه به همان عناوين فرعونيّت و نمروديّت و شيطانيّت باز مىگردد . همين مسائل است كه بنحو أعلى و أتمّ در ميان مردم بروز و ظهور مىكند . در حالى كه اين بيچارگان و مسكينان كه دروازهء تمدّن بزرگ را براى ملّتها
هامش
( 1 ) ذيل آيه 13 ، از سورهء 31 : لقمان