و متأثّر نشود و بر نگردد ؟ ! يا از اين گذشته ، أصلًا إنسان آن شب خوابش نمىبرد ، از عشق اينكه در آن لحظهء معيّن درب را به روى آن شخص بگشايد !
اينجا ديگر چون و چرا ندارد ؛ و به همان دليل كه إنسان تمام شب را نمىخوابد و أوّل أذان آماده است كه درب را به روى آن شخصى كه مىآيد باز كند ، به همان دليل بايد برخيزد و نماز شب بخواند .
از اينجا معلوم مىشود كه در آنجا بهانه آورده و روى نفس خود سرپوش گذاشته ، و تجاهل مينمايد كه خدايا من توفيق ندارم . مثل اينكه واقعاً إنسان خيال مىكند كه ملئكهء مقرّب ( مانند جبرائيل و إسرافيل ) بايد از بالاى آسمان بيايند و زير بازوى إنسان را بگيرند و بلند كنند ؛ در حالى كه اينطور نيست . خدا به إنسان يك أمر مىكند ، اگر إنسان به دنبال اين أمر رفت ، مىشود توفيق ؛ و اگر نرفت خودش اين بدبختيها را به سر خود در آورده است .
و أهل خبره هم كه أهل حلّ و عقدند ، تمام مردم از ته دلشان ، از درون و ضمير خودشان ، از معارف قلوبشان ، از علم وجدانى خودشان راه براى تشخيص آنها دارند . اگر به آنها مراجعه كنند به واقع مىرسند ؛ و اگر بر روى علم وجدانى خويش سرپوش گذاشتند و بر أساس آراء و أفكار عامّه رفتار كردند ، و بر طبق آن علم ظنّى و وجدانى و قلبى خود عمل نكردند ، و روى هوى و هوس و بدنبال گفتارهاى مردم ( كه مثلًا زيد از عَمرو بهتر است ) رفتند ، در اين صورت حقّ در پس پردهء استتار قرار گرفته ، و در اين وهله جدا كردن بين حقّ و باطل بواسطهء امور تصنّعيّه أبداً إمكان نخواهد داشت .
أمّا اگر با همان بينش دل و تشخيص وجدان و معارف قلوب به دنبال حقّ رفتند ، آن أهل حلّ و عقدى كه حقيقةً در مقام ثبوت سزاوار براى اين مقام هستند به آنها معرّفى خواهند شد . و اگر به سراغ آنها نرفتند ، أفراد ديگرى خود را جا مىزنند .
كما اينكه در طول بيش از هزار سال ، هزاران نفر خود را بنام إمام و بعنوان
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 216
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢١٦