وعده داده است كه هفتاد نفر از ما كشته مىشوند ، ما آرزوى كشته شدن داريم . در حالى كه خبر ندارند كه در اين جنگ ، همه پا به فرار مىگذارند ، و پيغمبر و أمير المؤمنين صلوات الله عليهما را در صحنهء نبرد تنها گذارده به دست دشمن مىسپارند .
على كلّ تقدير ، پيغمبر در اين مرحله به رأى آنها تن در دادند و كرهاً با آنها مماشات نمودند و از مدينه بيرون رفتند . گرچه بعضى از همان أفرادى كه ترغيب و تحريص به بيرون رفتن مىنمودند به مسأله واقف شده ، از آن حضرت معذرت خواستند و تقاضا نمودند كه پيامبر در مدينه باقى بماند ، ولى پيغمبر فرمود : نه ؛ خداوند بر پيغمبرى كه جامهء حرب بپوشد ، ناروا دارد كه دست به جنگ نزده ، جامه را از تن در آورد .
پيغمبر در اينجا رأى أكثريّت را انتخاب نكرد ، بلكه با أكثريّت مُماشات كرد . فرق است بين مماشات و تنزّل ، و انتخاب رأى أكثريّت .
يك وقت إنسان با وجود أقلّيّت و أكثريّت ، پس از مشورت ، رأى أكثريّت را به عنوان أكثريّت أمارهاى بر واقع قرار مىدهد و مىگويد : چون أكثريّت رأى دادهاند ، پس تحقّق و وصولش به واقع أقرب است ؛ اين تبعيّت از رأى أكثريّت است .
و ليكن گاهى إنسان رأى أكثريّت را انتخاب مىكند نه از جهت أكثريّت ، بلكه به جهت مماشات با آنها . مثلًا شما قصد داريد غذائى در منزل طبخ كنيد ، و در منزل دو نفر بزرگسال و چند كودك وجود دارد ؛ از آنها سؤال مى كنيد امروز غذا چه ميل داريد ؟ آن دو نفر بزرگ مىگويند : مثلًا فلان غذا ؛ ولى بچّهها همه مىگويند : نه ، ما به فلان غذا رغبت داريم . در اين صورت شما به حرف بچّهها گوش مىكنيد ، براى اينكه دل بچّهها را بدست بياوريد ! نه اينكه واقعاً آن چيزى كه آنها انتخاب كردهاند ، بهتر است .
مماشات و راه آمدن با بچّهها يا جوانان و يا عدّهء أكثر از طبقات مختلف ،
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 201
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٠١