تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
خداوند در سورهء شُعَرآء ، در هشت موضع كه از حالات امّت هشت پيغمبر ( قوم حضرت خاتم النّبيّين صلّى الله عليه و آله و سلّم ، و قوم حضرت موسى ، إبراهيم ، نوح ، هود ، صالح ، شعيب و لوط ) شرحى بيان مىكند و ارتباط آنان را با پيغمبرانشان ذكر مىكند ، در پايان هر موضعى مىفرمايد :
وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ *
. « اكثريّت اين امّتها اينطور نبودند كه إيمان بياورند . » حال اگر اين پيامبران وظيفهء خود را بر أساس آراء أكثريّت قرار مىدادند ، مردم آنان را أمر مىكردند كه : اى پيغمبر ! از تبليغ و جهاد و أمر و نهى و صوم و صلوة و إنفاق به فقراء و . . . دست بردار و در مجالس و محافل ما شركت كن ؛ در كارهاى خلاف و إسراف كارىها و تبذيرها و امور لهو و لعب ما مساعدت نما ! اگر بنا بود كه رأى أكثريّت حجّت باشد ، آراء أكثريّت ، بلكه أكثريّت قريب به اتّفاق ، بلكه أكثريّت ملصق به اتّفاق أهل مكّه و قريش اين بود كه بايد پيغمبر را كشت و تكّه تكّه كرد ، تا از اين أفكار تازه و جديدى كه در ميان ما آورده است خود را نجات دهيم . اين مرد ، مرد گمراهى است ! اين است نتيجة پيروى از أكثريّت ! هجرت پيامبر أكرم به مدينه هم بر أساس رأى أكثريّت آنها پيش آمد كرد ، چرا كه رأى أكثريّتشان بر اين قرار گرفت كه پيامبر را بايد كشت . فلهذا پيامبر هجرت فرمود .

آيات دالّه بر اينكه عامّه مردم از حقّ گريزانند

بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَ أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ .
« 1 » « پيغمبر از طرف پروردگار براى آنها حقّ را آورد ( يعنى قلبش ، قرآنش ، نزولش ، گفتارش ، برخوردش در ميان اجتماع ، همه‌اش حقّ بود ) در حالى كه أكثر آنها از پذيرفتن حقّ ناراضى هستند » .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ
« 2 »
.
هامش
( 1 ) ذيل آيه 70 ، از سورهء 23 : المؤمنون ( 2 ) ذيل آيه 78 ، از سورهء 43 : الزّخرف