« و ليكن أكثر شما از پذيرفتن حقّ ناراضى هستيد » .
وَ ما وَجَدْنا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ
« 1 »
.
« ما نديديم كه أكثريّت مردم ، بر عهد و پيمان خود استوار و ثابت باشند » .
وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا
« 2 »
.
« متابعت نمىكنند أكثريّت آنها مگر از خيال و پندار » .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ
« 3 »
.
« و ليكن أكثريّت مردم جاهلند ، نمىدانند » .
وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ
« 4 »
.
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ
« 5 »
.
كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ * بَشِيراً وَ نَذِيراً فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ
« 6 »
.
« كتابى است كه آياتش جدا جدا ، مُبيَّن ، روشن ، با تفصيل ، با لسان عربىّ ، فصيح و آشكار بر شما تلاوت مىشود ( خدا آن را قرآن قرار داده است تا قابل قرائت بوده و شما آن را بخوانيد ) براى أفرادى كه مىفهمند و مىدانند ؛ اين قرآن بشير است و نذير است ( بشارت دهنده به سعادت و بيم دهندهء از بدبختى و شقاوت ) أمّا افسوس كه أكثريّت مردم از اين قرآن إعراض كردهاند !
فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ
: گوش نمىكنند ؛ قرآن را نمىشنوند ؛ قرآن براى آنها خوانده مىشود أمّا نمىشنوند ؛ آرى أكثريّت مردم نمىشنوند » !
أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ
« 7 »
.
به عنوان تعجّب مىفرمايد : « آيا تو چنين مىپندارى كه أكثريّت اين مردم
هامش
( 1 ) صدر آيه 102 ، از سورهء 7 : الاعراف 5
( 2 ) صدر آيه 36 ، از سورهء 10 : يونس 6
( 3 ) ذيل آيه 111 ، از سورهء 6 : الانعام 7
( 4 ) ذيل آيه 103 ، از سورهء 5 : المآئدة
( 5 ) ذيل آيه 63 ، از سورهء 29 : العنكبوت
( 6 ) آيه 3 و 4 ، از سورهء 41 : فصّلت
( 7 ) صدر آيه 44 ، از سورهء 25 : الفرقان