تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
كرده و رأى مىدهند ؛ و چون صحنه تغيير مىكند و تبليغات دگرگون مىشود ، شخص ديگرى باز به همين منوال ، با عكس و پوستر و پلاكارت و إدّعاهاى پوچ و واهى ، مردم را به دور خود جذب مىنمايد ، و درجهء رأى خود را افزونى مىبخشد . در إسلام كه بناء آن بر أصل تبعيّت از حقّ ، و پيروى از أصالت و متن واقع بنيان گذارى شده است ، آيا اختيار انتخاب ولىّ فقيه را كه عقل منفصل توده هاست ، و عهده دار مسؤوليّتِ بار گران ترقّى و تكامل أفراد و جمعيّتها به سر منزل هدايت و سعادت دنيا و آخرت ، و تشكيل مدينهء فاضله و إقامهء قسط و عدل در سراسر جهان ، و رهبرى امّت به وادى عرفان و توحيد إلهى است ، مىتوان به دست أفرادى سپرد كه از درجهء علم و تقوى و إدراكات عقلانيّه ، در مرتبهء پستى قرار دارند ؟ ! أبداً ، أبداً !

انتخاب عامّه مردم ، طبق ذوق و انديشه سطحى و چشم ظاهر بين آنهاست

عامّهء مردم كسى را انتخاب مىكنند كه مطابق با ذوق آنها باشد ؛ و در روش و سلوك با آنان هم سليقه و هم گام باشد . و در اين صورت واضح است كه جامعه به چه درجه‌اى از سقوط و تباهى و فساد افتاده ، و از محور عدل و أصالت عقل ، به وادى تمايلات شخصى و وهميّات واهى تنزّل مىنمايد .

إشكال وارد و لا ينحلّ ، بر طرفداران رأى أكثريّت عامّه

در اينجا يك سؤال مطرح مىشود ؛ و طرفداران دمكراسى كه حقّ انتخاب حاكم و پيشوا را به تمام أفراد و توده‌هاى مردم مىدهند ، بايد پاسخگوى آن باشند . آن سؤال اينست : در هر جمعيّتى از توده‌هاى مردم ، عامّهء مردم در سطح واحد از فهم و شعور و درايت نيستند ؛ بلكه مشهود است كه مختلف و در مراتب متفاوتى قرار دارند . بعضى زحمت كشيده و رنج برده ، عقل و علم خود را فزونى بخشيده‌اند ؛ و چون يك حكيم و فيلسوف با درايت ، و يك عالم با كفايت ، و يك عارف روشن ضمير از حقائق اطّلاع حاصل كرده‌اند ؛ به وضعيّات مصالح و مفاسد مردم پى برده ، و با حسّ إنسان شناسى خود مىتوانند أعقل و أعلم و