أمير المؤمنين عليه السّلام در همان هنگام براى او كاغذى نوشتند و فرمودند : پيغمبر به تو دستور نداده است كه از خانهات بيرون بيايى ! چرا قول خدا و رسول خدا را كنار ميگذارى و ميخواهى خود را در معرض مردها قرار دهى ؟ ! عائشه پاسخى براى اين سؤال نداشت .
پس از اينكه جنگ جمل به پايان رسيد ، أمير المؤمنين عليه السّلام پشت هودج عائشه آمدند و با چوبدستى خود به چادر زدند و گفتند : اى عائشه ! آيا پيغمبر به تو أمر كرده بود كه از خانه بيرون بيائى ؟ ! مگر پيغمبر به تو سفارش نكرده بود كه در خانه باشى ! اين تبرّج و بروز و ظهور را به كدام مستندى انجام دادى ؟ ! قسم به خدا آن كسانى كه تو را به عنوان خونخواهى عثمان بيرون آوردند ، گناهشان از قاتلين عثمان كه آيه قرآن را بر زمين زدند ، و زن را از خانه بيرون آورده و سوار بر شتر كردند ، و به عنوان رياست و حكومت قرآن را شكستند بيشتر است ! و عائشه با آن همه زرنگى و سخنورى كه داشت نتوانست جوابى به أمير المؤمنين عليه السّلام بدهد .
تمام أفراد به عائشه إشكال كردند : عبد الله بن عُمر إشكال كرد ؛ امّ سَلِمَه كاغذ اعتراضآميزى به او نوشت ؛ زيد بن صوحان و مالك بن أشتر نيز اعتراض نمودند كه : تو به چه حجّت شرعى از خانه بيرون آمدى ؟ ! مگر خداوند إصلاح ذاتُ الْبين را به دست زن قرار داده است ؟ تو بايد وظيفهات را انجام بدهى ! عائشه مرتّباً تا آخر عمر مورد ملامت و سرزنش بود .
وقتى رياست به زن سپرده مىشود - و ما يك نمونهاش را در إسلام مىبينيم - چنين مفاسدى بر آن مترتّب مىشود كه دوازده هزار نفر كشته ميشوند ، إلى غير ذلك از مفاسدى كه پس از آن دامنگير إسلام و مسلمين شد و تا امروز أثرات همان يك جنگ جمل باقى است .
على كلِّ تقدير ، همانطور كه در « رسالهء بديعه » نيز ذكر شده است ، اين بحث شاهد بر اين مطلب است كه دخول زنها در مجلس شورى هيچ مجوّزى
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٧٨