حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ
.
« زنهاى صالحه ، آن زنهائى هستند كه إطاعت مستمرّه و دائمه نسبت به شوهر خود داشته باشند ؛ و در غياب شوهر ، طبق صيانت و حفاظت خداوند ، حافظ ناموس و أموال و شؤون او باشند . » زيرا كه ذيل ، مخصوص أمر خانواده است .
بنابراين ، إطلاق آيه بجاى خود باقى است ؛ و اين فرع ، يكى از فروعات متفرّعهء از آن حكم كلّى و آن إطلاق است و اختصاصش بمورد زواج ، مقيِّد إطلاق و مخصِّص عموم صدر آيه نخواهد بود .
سَلَّمْنا بر اينكه شما بگوييد : اين آيه اختصاص به محيط زواج دارد . ما مىپرسيم : خداوند تبارك و تعالى كه زن را قيّم و سرپرست و صاحب اختيار در خانه و كاشانهء كوچك خود به امور جزئيّه و پَست قرار نداده ، چگونه او را قيّم قرار ميدهد بر همهء خانهها و بيوت امّت ( وَ هىَ الدَّوْلَةُ الإسْلاميَّة ) ؟ آيا قيمومت حكومت كه مطابق است با سرپرستى عامّه ، أعظم از قيمومت بيوت نيست ؟ !
آيا معقول است كه خداوند بگويد : زن نمىتواند قيّم خانهء خود باشد ، ولى در عين حال ميتواند قيّم تمام مردان و زنان ملّت باشد ؟ !
آيا ممكن است مسلمانى به زبان بياورد يا حتّى تخيّل كند اين را كه : خداوند تبارك و تعالى زن را قيّم براى ميليونها نفوس ( چه مذكّر و چه مؤنّث ) قرار داده است ، أمّا قيّم براى شوهر خودش قرار نداده است ؟ ! بلكه در درجهء شوهر هم قرار نداده ، لا لَهُ وَ لا عَلَيْه ، و گفته است : بايستى زن پايينتر بوده و مرد بر او قيمومت داشته باشد .
آنگاه ملاحظه ميكنيم كه : كمال زنها را در اين قرار داده و فرموده است :
فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ
.
« صالحاتِ از زنها ، آن أفرادى هستند كه براى شوهرهاى خود در حضور او ، دوام طاعت داشته ، و در غيبت او نفْس خود و أموال او را حفظ كنند و از دستبرد هوى و هوس و تعدّى نگاه دارند . »