تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
مرض در قلب شنونده بنمايد و او را به طمع بيندازد ، كه نگاه و نيّت سوء دربارهء اين زن كند ، نسبت به او إشكال دارد ؛ و ليكن نسبت به زنهاى ديگر إشكال ندارد ! يعنى بگوئيم : خداوند خواسته است فقط زنهاى پيغمبر را حفظ كند ، أمّا اگر سائر زنهاى امّت دستخوش هر هوى و هوسى بشوند إشكال ندارد ! آيا كسى مىتواند بگويد :
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ
« 1 » اختصاص به زنان پيامبر دارد ؟ ! از اين گذشته زنهاى پيغمبر ضعيف‌تر از سائر زنها در عقل و درايت نبودند تا آنكه حكمِ قرار و استقرار در بيت و عدم خروج ، اختصاص به آنها داشته باشد . و سائر زنها أقوى از آنها نيستند تا اينكه حكم عدم قرار و تصدّى و ولايت و خروج ، مختصّ به آنها باشد . از همهء اينها گذشته ما مىبينيم قرار در بيوت و نشستن در خانه و خانه دارى كردن ، اختصاص به زنهاى پيغمبر ندارد . ممنوعيّت در موارد عديده‌اى مثل : جهاد ، جمعه ، جماعات ، حضور عند القبر مع الجنازه و غير اينها ، هم شامل زنهاى پيغمبر شده است و هم شامل سائر زنها ، و اختصاص به زنان پيغمبر نداشته است . و ما مىبينيم در زمان خود پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم ، و در زمان خلفاء ، حتّى يك مورد پيدا نشد كه زنها را أمر به خروج ، و يا متصدّى حكومت و رياست كرده باشند .

اعتراض عامّه مسلمين به عائشه در خروج ، به ادّعاى طلب صلاح

حتّى در يك مورد كه هم عائشه عليه أمير المؤمنين عليه السّلام خروج كرد ، مورد مذمّت و نكوهش أفراد بسيارى حتّى در زمانهاى بعد قرار گرفت ؛ البتّه نه فقط به جهت جنگ با علىّ عليه السّلام ، بلكه از اين جهت كه تو زن هستى و وظيفه‌ات خروج از بيت نبوده است ؛ چرا از خانه بيرون آمدى ! ؟
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 32 ، از سورهء 33 : الاحزاب