رسيده است ، جبرئيل آمد و بيان كرد . و وقتى حكم روشن شد ، مطلب دو قسم مىشود : يك قسم اينكه : حكم ميرود روى موضوعى كه عبارتست از ضربى كه واقع شده است بدون نشوز . قسم ديگر : موضوعى كه عبارتست از ضربى كه وارد شده است مَع النّشوز ؛ و هر كدام از اين دو موضوع ، حكم مختلفى دارد .
صاحب « مجمع البيان » به دنبال گفتارش مىفرمايد : معنى آيه اينست كه : الرِّجالُ قَيِّمونَ عَلَى النِّسآء ، مُسَلَّطونَ عَلَيْهِنَّ فى التَّدْبيرِ وَ التَّأْديبِ وَ الرِّياضَةِ وَ التَّعْليمِ
« بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ »
.
مردها قيّم زنها و مسلّط بر آنها هستند ؛ هم در تدبير ، هم در تعليم ، هم در رياضت ( يعنى أدب كردن و در راه وارد كردن ) . چرا ؟
بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ
. براى اينكه خداوند بعضى را بر بعضى ( مردها را بر زنها ) فضيلت بخشيده است .
اين گونه تعبير ( همانطور كه علّامه در تفسير فرمودهاند ) از أدب قرآن است كه سببش را بيان كرده است ؛ لذا صاحب « مجمع البيان » مىفرمايد :
هَذا بَيانُ سَبَبِ تَوْليَةِ الرِّجالِ عَلَيْهِنَّ . أىْ إنَّما وَلَّاهُمُ اللَهُ أمْرَهُنَّ لِما لَهُمْ مِنْ زيادَةِ الْفَضْلِ عَلَيْهِنَّ بِالْعِلْمِ وَ الْعَقْلِ وَ حُسْنِ الرَّأْىِ وَ الْعَزْمِ . « 1 »
چون أساس خانواده بايد بر تدبير عقلى استوار باشد ؛ و قوّهء عاقلهء مردها بدون شكّ از زنها بيشتر است ، بنابراين ، آن فضيلت طبيعى كه مردها نسبت به زنها دارند ، إيجاب مىكند كه : سياست و تدبير و امور خانه به دست مرد باشد نه به دست زن .
آمر در خانه بايد مرد باشد نه زن ، اگر زن أمر خانه و بيت را در دست بگيرد ، به فساد مىكشد .
محقّق كاشانى در « تفسير صافى » فرموده است :
« الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ »
يَقومونَ عَلَيْهِنَّ قِيامَ الْوُلاةِ عَلَى الرَّعيَّةِ
« بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ »
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » طبع صيدا ، ج 3 ، ص 43