تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
در زمان رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم چه بسا مردى بود كه هميشه به سوى آن حضرت هجرت داشت ؛ و همهء متعلّقات و أموال و خانه و كاشانه و سائر اعتبارات و شؤونات و نيز أقوام و خويشاوندان خود را كه مشرك بودند رها نموده و پاك و پاكيزه بدون هيچ آلايشى بسوى آنحضرت مهاجرت مينمود . لا يَرْجِعُ فى شَىْءٍ مِنْهُ وَ يَنْقَطِعُ بِنَفْسِهِ إلَى مُهاجَرِهِ . وَ كانَ النَّبىُّ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ ( وَ ءَالِهِ ) وَ سَلَّمَ يَكْرَهُ أنْ يَموتَ الرَّجُلُ بِالارْضِ الَّتى هاجَرَ مِنْها . « و براى پيامبر هيچ خوش آيند نبود : كسى كه به سوى پيغمبر هجرت نموده است ، دو مرتبه به مَوطِن أصلى خود باز گردد و مرگش در آنجا اتّفاق بيفتد . » فَمِنْ ثَمَّ قالَ : « لَكِنَّ الْبَآئِسَ سَعْدُ بْنُ خَوْلَةَ » يَرْثى لَهُ رَسولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ ( وَ ءَالِهِ ) وَ سَلَّمَ أنْ ماتَ بِمَكَّة . « و از همين جهت پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم براى سعد بن خَوْلَه كه به مدينه هجرت كرده بود و سپس به مكّه مراجعت نمود و در مكّه از دنيا رفت ، متأثّر بودند و دربارهء او گفتند : اين شخص ، شخص بائس و بدبخت و بيچاره‌اى است ؛ زيرا بعد از اينكه به مدينه آمد ، بجانب مكّه بازگشت و در آنجا كه دار الشّرك بود از دنيا رفت ! » پس موضوع زمين و خاك أهمّيّت زيادى دارد ؛ تا جائى كه حضرت او را بائس خواندند . « بائس » يعنى كسى كه بَأس و شدّت و گرفتارى ، و خلاصه شقاوت دامنگير او شده است . بدبخت و شقاوتمند ، آن سعد بن خوله است كه به مدينه هجرت كرد و بعد به مكّه بازگشت ! وَ قالَ حينَ قَدِمَ مَكَّةَ : « اللَهُمَّ لَا تَجْعَلْ مَنَايَانَا بِهَا » . « وقتى حضرت داخل مكّه شدند ( نه بعد از سنهء فتح ، بلكه براى عمره يا براى حجّ ، بعد از قضيّهء حُدَيْبيَهء ) در دعاى خود به پروردگار عرضه داشتند : خدايا مرگ ما را در اين زمين قرار مده ! چون دار الشّرك است . » فَلَمّا فُتِحَتْ مَكَّةُ صارَتْ دارَ الإسْلامِ كَالْمَدينَةِ ، وَ انْقَطَعَتِ الْهِجْرَة . « أمّا