وزيران ، مدير كلّها ، أرباب ولايات ، استاندارها ، فرماندارها ، و مثل أفراد مجلس شورى ( كه عرض شد : مجلس شورى مجلس ولائى است ، و مجلس وكالت نيست ) تمام اين أفراد بايد هجرت به سوى دارالإسلام كرده باشند . يعنى در دارالإسلام ، و مهاجر بسوى بلاد إسلام ، و در زير پرچم إسلام باشند ؛ و إلّا ولايت ندارند ؛ به نصّ اين ذيل كه ميفرمايد :
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ .
آن كسانى كه إيمان آوردهاند ولى هجرت نكردهاند ، هيچ قسم ولايتى بر شما ندارند ؛ به هيچ قسم ! يعنى نمىتوانند نخست وزير باشند ، نمىتوانند مدير كلّ بشوند ، حتّى نمىتوانند رؤساى إدارات بشوند . بله ، آنها مىتوانند فرمانبر باشند و مأمور بشوند به أمرى ؛ و ليكن نمىتوانند آمر و فرمانده گردند ؛ و در هيچ يك از سِمَتهاى ولائى ، و شؤون آمران حقّ دخالت ندارند .
در اينجا سؤالى مطرح است ؛ و آن اينكه مقصود از بلاد كفر چيست ؟ جواب اين است كه : مراد از بلاد كفر ، آن شهرهائى است كه پرچم كفر در آنجا در اهتزاز ، و قانون كفر در ميان مردمش حاكم باشد ؛ مثل بلاد يهود و نصارى ، كمونيستها ، سيكها ، مشركين ، گاو پرستها و . . . و بر تمام مسلمين واجب است كه از اين بلاد بسوى دارالإسلام ( يعنى بلدهء إسلام بعد از تشكيل حكومت إسلامى ) بيايند ؛ زيرا حكومت إسلامى منحصر در اينجاست . پس بر أساس اين آيه واجب است تمام أفراد مسلمان كه امروزه در دنيا زندگى مىكنند بيايند در ايران زندگى كنند ؛ چون اينجا بلدهء إسلام مىباشد و پرچم آن ، پرچم إسلام است .
و أمّا اينكه آيا مىتوانند در بعضى از ممالك إسلامى ديگر زندگى كنند ؟ ممالكى مانند پاكستان كه ظاهراً حكومت آن حكومت إسلامى و قوانين آن قوانين إسلام است ؟
جواب اينست كه : در صورتى كه كفر در آنجا نفوذ نداشته باشد إشكالى ندارد ؛ و إلّا زندگى در آن كشورها هم محلّ إشكال است . و همچنين است