تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
مُهاجِرٍ وَ أنْصارىٍّ ، وَ الانْصارىُّ وَلىُّ كُلِّ أنْصارىٍّ وَ مُهاجِرٍ . كُلُّ ذَلِكَ بِدَليلِ إطْلاقِ الْوِلايَةِ فى الْآية . ايشان ميفرمايد : اينكه ما ميگوئيم : معنى ولايت در تمامى اين موارد جارى و سارى است بدينجهت است كه آيه إطلاق دارد . فَلا شاهِدَ عَلَى صَرْفِ الْآيةِ إلَى وَلايَةِ الإرْثِ بِالْمُؤَاخاةِ الَّتى كانَ النَّبىُّ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ ( وَ سَلَّمَ ) جَعَلَها فى بَدْءِ الْهِجْرَةِ بَيْنَ الْمُهاجِرينَ وَ الانْصارِ ، وَ كانوا يَتَوارَثونَ بِها زَمانًا حَتَّى نُسِخَت . « 1 » « بنابراين ، گفتار بعضى ، كه در اينجا ولايت حتماً به معنى توارث است ، به دليل آنكه پيغمبر در فتح مكّه در بدءِ هجرت بين مهاجر و أنصار مؤاخات و برادرى قرار دادند و بر همان أساس آنها از يكديگر إرث ميبردند و بعد منسوخ شد ، تمام نيست . زيرا كلام آنان نميتواند آيه را در خصوص معنى توارث مقيّد و منحصر كند ؛ بلكه آيه إطلاق دارد . و مورد توارث يكى از مصاديق انطباق عموم آيه بر آن است » .

حرمت تعرّب بعد از هجرت

ابن أثير جزرىّ در « نهاية » آورده است : وَ فيهِ « ثَلَاثٌ مِنَ الْكَبَآئِرِ ؛ مِنْهَا : التَّعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ » . . . در روايتى از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم آمده است كه : سه چيز است كه از گناهان كبيره است ؛ يكى از آنها تَعَرُّبُ بَعْدَ الْهِجْرَةِ است . يعنى بعد از اينكه مسلمانى به دار الإسلام هجرت كرد ، نمىتواند دوباره به محيط شرك و كفر كه در آنجا زندگى مىكرده است ، يا هر جا كه أعرابيّت و بدويّت بر آن صادق باشد ، برگردد ؛ بلكه واجب است براى هميشه در دار الإسلام باقى بماند .

هجرت بر دو گونه است : هجرت به دار الإسلام و هجرت از باديه و بيابان به شهر براى تعلّم أحكام

تَعَرُّبُ بعدَ الْهِجْرَة ، يعنى قبول نمودن آداب و سنن أعرابيّت بعد از هجرت ؛ و همچنين حركت كردن و برگشتن بسوى أعراب و باديه نشينان بعد از زندگى در بلاد إسلام ، كه جائز نبوده بلكه حرام است و از كبائر محسوب
هامش
( 1 ) « الميزان فى تفسير القرءَان » ج 9 ، ص 144 و 145