إمارت بدانها مىرسيد و بايد مردم بدانند شأن مالكين رقابشان از اين به بعد چه مىباشد ؟ و اين كلمات با وجود اختصار آن ، براى تاريخ فوائد بسيارى را در بر دارد . و من گمان ندارم كه در تاريخ اين مواقف از عبّاس ذكر شده باشد ! « 1 »
بعضى ولايت در آيه را بمعنى تناصر و تعاون و موالات در دين ، و بعضى نفوذ در أمان دانستهاند
صاحب « مجمع البيان » مطلب را إدامه داده ، ميفرمايد
: وَ قيلَ : فى التَّناصُرِ وَ التَّعاوُنِ وَ الْمُوالاةِ فى الدّينِ ؛ عَنِ الاصَمّ .
« أصَمّ گفته است : مقصود از ولايت در اينجا تناصر و تعاون و موالات در دين است . » يعنى اينكه مؤمنين همديگر را دوست داشته باشند و در كارها به يكديگر كمك كنند . با هم تناصر كنند ؛ يعنى اين به او كمك كند ، و او به اين كمك نمايد ؛ اين يار او باشد ، و او معاون كار اين باشد ؛ پس مقصود از ولايت ، تعاون و تناصر است .
وَ قيلَ : فى نُفوذِ أمانِ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعضٍ .
« بعضى گفتهاند : ولايت در اينجا به معنى نفوذ در أمان است . » أمان به چه معنى است ؟ ! يكى از أحكام إسلام اين است كه اگر يكى از أفراد مسلمان ( چه زن باشد ، چه مرد ) يك شخص كافر را أمان دهد ، بر تمام أفراد مسلمان واجب است كه أمان او را محترم بشمارند ؛ و حقّ تعرّض به آن كافر را ندارند .
پس اينكه مقصود از ولايت در اين آيه ، نفوذ أمان بعضى بر بعضى است ، بدين معنى است كه : آن كسانى كه إيمان آوردهاند و مهاجرت كردهاند ، اين حقّ را دارند كه اگر به كسى أمان بدهند ، بايد بقيّهء مسلمين و مؤمنين أمان آنها را محترم بشمارند . فَإنَّ واحِدًا مِنَ الْمُسْلمِينَ لَوْ ءَامَنَ إنْسانًا نَفَذَ أمانُهُ عَلَى سآئِرِ الْمُسْلمِين .
أمّا در صورتى كه أمان دهنده إيمان آورده ولى هجرت نكرده است نفوذ أمان ندارد . بنابراين اگر كافرى را هم پناه بدهد ، پناه او اعتبارى ندارد و مسلمانان مىتوانند به آن كافر تسلّط و غلبه پيدا كنند و شرائط أمانى را ناديده
هامش
( 1 ) « الإمام الصّادق » ج 2 ، ص 8