جدّ ماست ؛ و او بايد وارث رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم باشد . و با وجود عبّاس ، علىّ بن أبى طالب كه ابن عمّ است محجوب است ؛ زيرا عمّ ، حاجب و مانع إرث ابن عمّ است . و با وجود عمّ ، چرا ابن عمّ إرث ببرد ؟ ! و چرا شما چنين ادّعائى ميكنيد ؟ !
روايت إدامه دارد تا ميرسد به اينجا كه حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام مىفرمايد
: فَقُلْتُ : إنَّ النَّبِىَّ لَمْ يُوَرِّثْ مَنْ لَمْ يُهَاجِرْ ؛ وَ لَا أَثْبَتَ لَهُ وَلَايَةً حَتَّى يُهَاجِرَ . « 1 »
« به هرون گفتم : پيغمبر براى كسى كه مهاجرت نكرده است إرث قرار نداده است ؛ و ولايتى را براى او تا زمانيكه مهاجرت نكند ثابت نكرده است . و پدر ما علىّ بن أبى طالب عليه السّلام مهاجرت كرد در حالى كه عبّاس پدر شما مهاجرت ننمود . پس عبّاس چون عصيان داشت و غير مهاجر بود ، از إرث ممنوع شد ؛ ولى چون جدّ ما علىّ بن أبى طالب ، هم مسلمان بود و هم مهاجر ، از پيامبر إرث برد . »
و اين هم كه الآن ملاحظه ميكنيم در كتاب إرث ميگويند : اگر ابن عمّ پدر و مادرى باشد حاجب از عمّ پدرى است ، بر همين أساس است ؛ چون أميرالمؤمنين عليه السّلام ابن عمّ أبوينىِ رسول أكرم صلّى الله عليه و آله بودهاند ؛ و عبّاس عمّ أبىِ پيغمبر بود ؛ لذا اين حكم تا كنون - و لو اينكه ديگر عنوان هجرت از بين رفته است - بر همين ملاك باقى مانده است . و ما شيعه ، ابن عمّ أبى و امّى را بر عمّ أبى مقدّم ميداريم .
و أمّا آن علّتى كه أميرالمؤمنين عليه السّلام از رسول خدا إرث برد و عبّاس نبرد ، براى اين بود كه عبّاس مهاجرت نكرده بود .
تتمّهء روايت :
فَقَالَ : مَا حُجَّتُكَ فِيهِ ؟
هامش
( 1 ) « الميزان فى تفسير القرءَان » ج 9 ، ص 147