تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
« هارون گفت : دليل شما بر اين مطلب چيست ؟ ! » فَقُلْتُ : قَوْلُ اللَهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالى :
« وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا » .
وَ إنَّ عَمِّىَ الْعَبَّاسَ لَمْ يُهَاجِرْ ! « حضرت مىفرمايد من به هرون گفتم : گفتار خداوند تبارك و تعالى شاهد و حجّت بر اين مدّعى است كه مىفرمايد : كسانى كه إيمان آورده‌اند و هجرت نكرده‌اند ، هيچگونه ولايتى بر شما ندارند تا اينكه هجرت كنند ؛ و عموى من عبّاس هجرت نكرد . » فَقَالَ إنِّى سَآئِلُكَ : هَلْ أَفْتَيْتَ بِذَلِكَ أَحَدًا مِنْ أَعْدَآئِنَا ؟ أَمْ أَخْبَرْتَ أَحَدًا مِنَ الْفُقَهَآء فِى هَذِهِ الْمَسْأَلَةِ بِشَىْءٍ ؟ ! « هارون به من گفت : من يك چيز از تو سؤال مىكنم : آيا اين مسأله‌اى را كه اكنون براى من بيان كردى ، تا به حال به كسى از دشمنان ما خبر داده‌اى ؟ ! يا براى بعضى از فقهاء ، اين مسأله و اين مطلب را بازگو كرده‌اى ، و آنان را از دليل مسأله مطّلع نموده‌اى ؟ ! » فَقُلْتُ : اللَهُمَّ لَا ! وَ مَا سَأَلَنِى إلَّا أَمِيرُالْمُؤْمِنِين ! الحديث . « 1 » « گفتم : نه ! خدايا تو شاهدى كه من به كسى خبر ندادم ، و نگفتم ؛ و از اين مسأله كسى از من سؤال نكرده است مگر أمير المؤمنين هرون الرّشيد ! » شاهد در اين است كه : حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام هم در اينجا بر أساس آيه مباركهء :
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ
، استدلال كرده‌اند بر عدم وارثيّت عبّاس از رسول خدا ؛ به جهت اينكه او هجرت نكرده بود . بنابراين ، ولايت در اينجا شامل معنى إرث هم مىشود . در « مناقب » ابن شهرآشوب « 2 » ، در باب « ميراث رسول الله صلّى الله عليه و آله » از موسى بن عبد الله بن حسن بن حسن و مُعَتِّب و مُصادف كه دو غلام
هامش
( 1 ) « الميزان فى تفسير القرءَان » ج 9 ، ص 147 ( 2 ) « مناقب » طبع سنگى ، ج 1 ، ص 183 و 184 ؛ و از طبع حروفى ، ج 1 ، ص 261