تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
و لذا بعضى در اين آيه ولايت را بمعنى إرث تفسير كرده‌اند ؛
ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ
، يعنى يكى از شرائط إرث بردن اينست كه مؤمن هجرت كند ، و لو اينكه بين أفراد مسلمان عنوان إيمان و إسلام موجود باشد ؛ و ليكن شرط توارث هجرت است ، و بدون آن اين حكم تحقّق پيدا نمىكند .

تفسير آيه طبق مفاد « الميزان فى تفسير القرءَان »

شاهد بر اين مدّعى روايتى است كه حضرت استاد ما آية الله علّامهء طباطبائى رضوان الله عليه در تفسير خود از « معانى الاخبار » شيخ صدوق و از « اختصاص » شيخ مفيد از حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام در مباحثه و مكالمه‌اى كه بين آن حضرت و بين هرون الرّشيد اتّفاق افتاده است نقل ميكنند .

بحث هارون با حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام درباره إرث عمّ

در اين مكالمه هارون ميگويد : وَ لِمَ ادَّعَيْتُمْ أَنَّكُمْ وَرِثْتُمْ رَسُولَ اللَهِ ، وَ الْعَمُّ يَحْجُبُ ابْنَ الْعَمِّ ؟ وَ قُبِضَ رَسُولُ اللَهِ وَ قَدْ تُوُفِّىَ أَبُو طَالِبٍ قَبْلَهُ وَ الْعَبَّاسُ عَمُّهُ حَىٌّ ؟ ! « به چه دليل شما ادّعا ميكنيد كه از رسول خدا إرث ميبريد ، و ميگوئيد : ما وارث رسول خدا هستيم در حالتى كه شما أولاد علىّ بن أبى طالب هستيد ، و ما أولاد عبّاس ؟ ! علىّ بن أبى طالب پسر عموى پيغمبر بود و عبّاس عموى ايشان محسوب مىشد ؛ و با وجود عمو ، نوبت به پسر عمو نمىرسد . زيرا عمو پسر عمو را حَجْب مىكند . و اين مطلب هم مسلّم است كه وقتى رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم رحلت كردند أبو طالب از دنيا رفته بود . » بنابراين ، علىّ بن أبى طالب نمىتواند بعنوان اينكه أبوطالب وارث پيغمبر بوده و از ايشان إرث برده ، و بعد از او به پسرش علىّ منتقل شده باشد ، مدّعى وراثت از پيغمبر باشد ؛ بلكه از أعمام رسول أكرم فقط عبّاس زنده بود كه
هامش
شهرآشوب السّروى المازندرانى رحمه الله نيز منسوب به سارى مىباشد ؛ إلخ . أمّا در « أعيان الشّيعة » طبع دوّم ، ج 9 ، ص 65 و 66 در ترجمهء حال او چنان كه در متن ديديم ؛ بنابر قول ملّا عبد الله أفندى صاحب « رياض العلمآء » از صاحب « تاريخ قم » كه معاصر ابن عميد بوده است ، وى را از أهل تفرش كه از نواحى معروفهء أطراف قم است ميداند .