تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
توأم با نور است و كفر توأم با ظلمت ؛ و هميشه نور بر ظلمت غالب است . و نيز إيمان حقّ است و كفر باطل ؛ و پيوسته حقّ بر باطل پيروز است .
فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ
. « 1 »
إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
. « 2 »
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ
. « 3 » باطل يعنى چيزى كه داراى أصالت و استقلال نيست و أساس و پايه‌اى ندارد ؛ و در مقابل آن حقّ است ؛ و مؤمن هميشه متحقّق به حقّ مىباشد . كافر يعنى كسى كه روى إيمان را مىپوشاند و با تَمْويه و خدعه حقّ را در استتار قرار ميدهد . تمويه و خدعه حقّ نيست ؛ بلكه باطل را به صورت حقّ و حقّ را به صورت باطل جلوه دادن است ؛ نه اينكه باطل را حقّ ، و حقّ را تبديل به باطل نمودن . بنابراين ، هيچوقت كافر نمىتواند تكويناً سبيلى بر مؤمن پيدا كند . و أمّا در عالم تشريع هم مطلب همينطور است ؛ زيرا خداوند هيچ حكمى را كه در آن حكم ، براى كافرين نسبت به مؤمنين عنوان تسلّط و قدرت و مزيّت و برترى و آمريّت و نفوذ و هيمنه و استيلاء باشد جعل نكرده است ؛ بلكه در هر كجا كه شائبهء نفوذ كافر بر مؤمن وجود دارد جلوگيرى كرده و راه آن را بسته و مسدود نموده است . و عجيب اينست كه : سبيل را به صورت نكرهء در سياق نفى « سَبِيلًا » فرموده است كه إفادهء عموم مىكند : « أبداً خداوند هيچ سبيلى براى كافرين نسبت به مؤمنين قرار نداده است ! » گرچه آن يك سبيل مختصر و راه سلطهء جزئى و تفوّق فى الجمله باشد . بنابراين ، هر قانونى كه موجب پيدايش
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 17 ، از سورهء 13 : الرّعد ( 2 ) ذيل آيه 81 ، از سورهء 17 : الإسرآء ؛ و تمام آيه اينست :وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً. ( 3 ) آيه 18 ، از سورهء 21 : الانبيآء