تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
مذهبى براى خود نماينده‌اى به مجلس بفرستند . « 1 » اين تاريخچه‌اى است كه الآن در دست ماست . حال اگر ما بخواهيم واقعاً به كتاب و سنّت مراجعه و عمل كنيم ، هيچكدام از يهود و نصارى و زرتشتىها و همينطور هر گروهى كه از إسلام خارجند ، مثل كمونيستها و مشركين و طبيعيّين و مانند طائفهء مرتدّين و ملحدين و غيرهم را - و لو اينكه از تبعهء مملكت إسلام هم باشند - نبايد در مجلس إسلامى شركت بدهيم . اين بود بحث راجع به شرط إسلام كه ذكر شد . يكى ديگر از شرائط حاكم إسلام ، شرط تشيّع است . ولىّ فقيه كه زمام امور مردم را در دست مىگيرد ، بايد علاوه بر مسلمان بودن ، شيعه هم باشد . و ما براى إثبات تشيّع ولىّ فقيه ، هيچ دليلى جز همان نفس إسلام نمىخواهيم . همين كه گفتيم حاكم إسلام بايد مسلمان باشد ، معنيش اينست كه بايد شيعه هم باشد . ما اينك تصوّر مىكنيم كه تسنّن و تشيّع دو حزب مخالفند كه هر كدام در مقابل يكديگر بوده و بعد از پيغمبر بوجود آمده‌اند ؛ و لذا هر كدام از تسنّن و تشيّع را فرقه‌اى از إسلام قلمداد مىنمائيم . آنوقت همانطور كه براى إسلامِ ولىّ فقيه دليل مىآوريم ، براى إثبات تشيّع او هم بايد دليل إقامه نمائيم ! در حالتى
هامش
( 1 ) « تاريخ رجال ايران » قرون 12 - 13 - 14 هجرى ، تأليف مهدى بامداد ، ج 1 ، ص 280 ؛ در ترجمهء أحوال أرباب جمشيد گويد : أرباب جمشيد پسر بهمن زردشتى يزدى ، از صرّافهاى معروف و معتبر طهران بود و در دورهء أوّل مجلس شوراى ملّى از طرف زرتشتيان ايران وكيل مجلس گرديد . * روزى در ضمن صحبت ، أرباب جمشيد به نگارنده ميگفت : در آغاز تأسيس مشروطيّت و تدوين قانون أساسى ، بعضى از نمايندگان چندان تمايلى نداشتند كه به زردشتيان نماينده‌اى در مجلس شوراى ملّى داده شود . من پول زيادى به سيّد عبد الله بهبهانى كه متنفّذترين فرد در مجلس بود دادم تا اينكه بالاخره او راضى شد و إعمال نفوذ كرد كه به زرتشتيان نماينده داده شود و نماينده هم داده شد * . مجلس أوّل از 18 شعبان 1324 تا 23 جمادى الاولى 1326 ه . ق دوام آورد .