تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
از خود دور نموده جدا مىسازد . وَ لَا الْحَآئِفَ لِلدُّوَلِ فَيَتَّخِذَ قَوْمًا دُونَ قَوْمٍ . دُوَل با ضمّهء دال جمع دُولَة به معنى مال است . و اينكه از مال تعبير به دُولَهء شده ، بدين جهت است كه مال دائماً بين أفراد گردش مىكند و يداً بيدٍ در تداول مىباشد و ثبات ندارد . و بدين معنى است دُولَة در آيه مباركهء :
كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ
. « 1 » « و نيز ميدانيد : نبايد حاكم حائِفِ لِلدُّوَل باشد . حائِف يعنى جائر و كسى كه از روى جور و ستم دست به أموال مردم برده و آنها را يَتَّخِذَ قَوْمًا دُونَ قَوْمٍ ، به جماعتى دون جماعت ديگر ميدهد . » بيت المال را به خواصّ و قوم و قبيلهء خود عطا مىكند ، و يا مانند عثمان به زوجه و همسر خود ميدهد . همانطور كه او گردنبندى به زن خود نآئله دختر فَرافِصَه داد كه به اندازهء ثلث خراج آفريقا قيمت داشت ؛ و عطايائى از اين قبيل داشت ، و ادّعا ميكرد : من ولىّ و مختارم و هر گونه تصرّفى بر من حلال و مباح است . حاكم بايد كسى باشد كه در أموال مردم هيچگونه ظلم و ستمى را روا ندارد ؛ و به هيچ وجه آنها را به طبقه‌اى خاصّ اختصاص ندهد ؛ بلكه بايد خاصّه و عامّه در نزد او يكى باشند . و به هيچ وجه من الوجوه قومى را بر قومى ، مزيّت ( از جهت دادن قطائف و تُيُول و أمثال اينها ) ندهد . و بايد تمام أموال عمومى را برحسب كتاب و سنّت در بين مردم قسمت كند . يا بر همان أساسى كه در دست هست به مصارف عمومى برساند . وَ لَا الْمُرْتَشِىَ فِى الْحُكْمِ فَيَذْهَبَ بِالْحُقُوقِ . « حاكم نبايد شخصى باشد كه در حكم خود رشوه بگيرد ( خواه رشوهء پولى باشد يا مقامى يا اعتبارى ، يا به جهت ترس از منصب ، يا براى إيجاد آشنائى و دوستى و أمثال اينها . ) تا اينكه حقوق را از بين ببرد » .
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 7 ، از سورهء 59 : الحشر