نمىتواند حقّ مردم را أدا كند ؛ و آن بخل را تنها در أموال خود به كار نمىآورد ( چون رياست بر عموم مردم پيدا كرده است و تمام أموال عمومى زير دست اوست ) بلكه اين بخل را در تمام اين أموال إعمال مىكند . و نيز دربارهء نواميس مردم و زنهاى آنها و خونهاى آنان سريان و جريان مىدهد . و همچنين شهوت خود را تنها در خانه و در أموال خود مصرف نمىكند ؛ بلكه آن را در ميان همهء اين أموال عمومى قضا مىكند . بنابراين ، شما مىدانيد كه والى بر مسلمين نبايد شخص بخيلى باشد .
وَ لَا الْجَاهِلَ فَيُضِلَّهُمْ بِجَهْلِهِ .
« و نيز ميدانيد : نبايد شخص ولىّ جاهل باشد ، تا اينكه مردم را بسبب جهلش گمراه كند . » شخص والى ( يعنى آن كسى كه تدبير أمر مجتمع بدست اوست ) هر چه فكرش بهتر ، درايتش نيكوتر و علمش بالاتر باشد ، آن مجتمع را بهتر و پاكيزهتر به سوى كمال سير مىدهد ؛ و در صورتى كه والى جاهل بوده و از چيزى مطّلع نباشد ، لياقت رهبرى از او سلب مىشود ؛ زيرا از جاهل چيزى جز گمراهى تراوش نميكند ؛ پس به هر مقدار كه او جاهل باشد جامعه را از سير كمالى خود باز مىدارد . بنابراين ، جاهل نمىتواند والى باشد ، زيرا كه آن والى با جهلش امّت را گمراه مىكند .
وَ لَا الجَافِىَ فَيَقْطَعَهُمْ بِجَفَآئِهِ .
« و همچنين شما ميدانيد : والى نمىتواند شخص تندخو ، خشن ، و جفا پيشه باشد ، تا اينكه به جفايش ارتباط مردم را با خود قطع كند . » والى بايد مردم را به حضور بپذيرد و آنها را در دامان خود بپروراند و با گشاده روئى با آنان برخورد كند ؛ پيوسته با آنها مرتبط و مأنوس باشد و از أيتامشان دستگيرى كند ؛ سخنان أفراد ضعيف و حقير و مسكين را بشنود و براى آنان در نزد خود جائى باز كند ؛ و خود در ميان مردم بوده ، و مردم نيز به او راه داشته باشند .
أمّا يك شخص سخت دل و تندخو و جفا پيشه ، با جفاى خود ، مردم را
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 105
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٠٥