وَ إنَّ الآفَاقَ قَدْ أَغَامَتْ ، وَ الْمَحَجَّةَ قَدْ تَنَكَّرَتْ .
« آفاق و آسمان را غَيْم و ابرهاى سياه فرا گرفته است ؛ راه راست و طريق صحيح در روى زمين گم شده است . »
وَ اعْلَمُوا أَنِّى إنْ أَجَبْتُكُمْ رَكِبْتُ بِكُمْ مَا أَعْلَمُ وَ لَمْ أَصْغَ إلَى قَوْلِ الْقَآئِلِ وَ عَتْبِ الْعَاتِبِ .
« و بدانيد ! اگر من شما را إجابت كنم و بيعت شما را قبول نمايم ، بر أساس علم خود عمل مىكنم و هيچگاه به گفتار گويندهاى و يا به مؤاخذهء مؤاخذه كنندهاى كه بگويد چنين و چنان كن ، گوش فرا نمىدهم ! »
حتّى در به دو خلافت ، دو نفر از خواصّ آن حضرت ( عبد الله بن عبّاس و مالك أشتر ) به حضرت عرض كردند : يا علىّ ! الآن به هيچ وجه صلاح نيست كه شما معاويه را از حكومت شام خلع نمائيد ؛ بلكه ولات را براى مدّت كوتاهى بر إمارت و حكومتشان إبقاء نموده ، پس از آنكه پايههاى حكومتتان مستحكم شد ، به نظر خود عمل كنيد !
حضرت به شدّت به آنان پرخاش كرد ؛ و آنها را در اين سخن مورد مؤاخذه قرار داد و فرمود : واى بر شما ! اگر من اين كار را بكنم ، همان مسألهء مصلحت انديشىها و سهلانگاريها و مماشاتهائى كه ديگران كردند تكرار خواهد شد و اين محجّه نيست ؛ بلكه محجّهء واضح و طريق روشن اينست كه : من كه ولىّ أمر مسلمين هستم ، حتّى يك دقيقه هم نبايد حاضر باشم كه در سرتاسر بلاد تحت سلطهء من ، و در يك گوشهاى از حيطهء ولايت من به كسى ظلم شود .
مفاد : وَ أَنَا لَكُمْ وَزِيرًا خَيْرٌ لَكُمْ مِنِّى أَمِيرًا
وَ إنْ تَرَكْتُمُونِى فَأَنَا كَأَحَدِكُمْ ؛ وَ لَعَلِّى أَسْمَعُكُمْ وَ أَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ ! وَ أَنَا لَكُمْ وَزِيرًا خَيْرٌ لَكُمْ مِنِّى أَمِيرًا . « 1 »
هامش
( 1 ) « نهج البلاغهء » خطبهء 90 ؛ و از طبع مصر با تعليقهء شيخ محمّد عبده ، ج 1 ، ص 181 و 182