تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
« اين در صورتى است كه شما با من بيعت كنيد ؛ و أمّا چنانچه مرا رها كرده و با ديگرى بيعت نمائيد ، در آنصورت من هم مثل يكى از أفراد شما هستم . و اميد است كه من بهترين أفراد شما و مطيع‌ترين و شنواترين فرد شما باشم كه به آن حكومت كمك كرده و سرپيچى ننمايد ؛ و إظهار خودپسندى و خودنمائى نكند . و اگر من براى شما وزير باشم بهتر است از اينكه بر شما أمير باشم . » وَ أَنَا لَكُمْ وَزِيرًا خَيْرٌ لَكُمْ مِنِّى أَمِيرًا ؛ زيرا در صورت إمارت بر شما ، همهء مسؤوليّتها بر عهدهء من خواهد بود ؛ و بر من لازم است كه به كتاب خدا و سنّت پيغمبر - بدون هيچگونه تغييرى - عمل كنم . و أمّا در صورتى كه شخص ديگرى عهده دار اين مسؤوليّت شد ، از عهدهء من ساقط است و از دست من هم كارى ساخته نيست ؛ و من در حدود شأن و قدرت خودم نسبت به آن حكومت ، تا جائى كه بتوانم كمك مىكنم ؛ و از همهء شما أسمع و أطوع هستم .

خطبه 129 « نهج البلاغهء » در شرائط حاكم إسلام

و در خطبهء ديگرى مىفرمايد : وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّهُ لَا يَنْبَغِى أَنْ يَكُونَ الْوَالِى عَلَى الْفُرُوجِ وَ الدِّمَآء وَ الْمَغَانِمِ وَ الاحْكَامِ وَ إمَامَةِ الْمُسْلِمِينَ ، البَخيلَ فَتَكُونَ فِى أَمْوَالِهِم نَهْمَتُهُ . « 1 » « و حقّاً چنين است كه شما مىدانيد : شخصى كه داراى منصب ولايت و إمارت و حكومت بر فروج ( يعنى بر نواميس مردم و زنان مسلمين ) و دماء ( يعنى بر نفوس و خونهاى مردم ) و مغانم ( يعنى فَىْء و غنيمت و أموال عمومى و جزيه و خراج و صدقات و زكوات و همچنين هر مالى كه مال عمومى است و اختيارش با حاكم است ) و أحكام ( أحكامى كه جارى مىشود ) و همچنين امامت مسلمين ( يعنى پيشوائى مسلمانان ) است ، سزاوار نيست شخص بخيلى باشد ، تا اينكه شهوت خود را در ميان أموال مردم به راه اندازد » . زيرا از اين جهت كه اين شخص مرد بخيلى است و بخل مىورزد
هامش
( 1 ) نَهْمَة : بُلوغُ الْهِمِّةِ فى الشَّهْوَةِ فى الشَّىْء . يُقالُ لَهُ فى هَذَا الامْرِ نَهْمَةٌ ، أىْ شَهْوَةٌ . وَ - قَضَى مِنْهُ نَهْمَتَهُ ، أىْ شَهْوَتَه .