- بدون استثناء - و آن كسانى كه از أهل حلّ و عقد و در دسترس هستند در مسجد حاضر شوند و در ملا عامّ با من بيعت كنند . و به اندازهاى أمير المؤمنين عليه السّلام بر اين أمر إصرار داشتند كه با وجود آنكه بعضى از أصحاب دربارهء رفتن آنحضرت به مسجد مخالفت مىكردند - زيرا پيش بينى مىنمودند كه آنحضرت در أثر كثرت ازدحام مردم آسيبى ببينند - أمّا حضرت بر مخالفت آنان وَقْعى ننهاده ، بر سخن خود تأكيد و پافشارى داشتند و گفتند : بيعت حتماً بايد در حضور جمعيّت انجام شود .
البتّه حضرت در مرحلهء أوّل أصلًا قبول نمىكردند و زير بار نمىرفتند ؛ و سخنشان اين بود كه : اگر من حكومت را بپذيرم ، بر أساس نظر خود عمل مىكنم نه بر سنّت سابقين و خلفائى كه آمدند و هر كدام از آنها اعوجاج و انحرافى در شريعت إيجاد نمودند ؛ و مردم با آن اعوجاجها خو گرفتهاند ؛ و من اكنون اگر بخواهم بر أساس كتاب خدا و سنّت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم با مردم رفتار كنم ، غوغا و سر و صدا بلند شده ، و فسادها در خارج پيدا خواهد شد . در اين صورت اگر من بخواهم حكومت را در دست بگيرم ، به هيچ وجه از آن ميزان و صراط تخطّى نمىكنم !
بنابراين ، وظيفهء حاكم اينست كه بر أساس كتاب خدا و سنّت رفتار كند ، و به عتاب حاكمى توجّه نكند ، و به توهين كسى گوش فرا ندهد ، و ملاحظهء جوانب و أطراف را ننمايد ، و مصلحت انديشىهاى موقّتىِ فعلى را در مقابل كتاب و سنّت در نظر نگيرد ؛ زيرا كه حقّ بايد به منصّهء ظهور و بروز برسد .
در ولايت ولىِّ والى عالم ، اگر در گوشهاى از عالم ظلمى شود ، و به يك نفر زن يا مرد يا بيوه يا يتيمى كه در تحت ولايت اوست ستمى جارى گردد ، تمام آن ظلم و ستم بر عهدهء او نوشته مىشود . لذا معنى ولايت معنى بسيار مهمّى است .
إنسان نمىتواند توجيهات و مصلحت انديشيها و پيشنهادات أفراد را به
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 101
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٠١