به او مراجعه كند ؛ ولى سيره در بين مردم چنين نيست كه حتماً از طريق علم غيب ، يا پرسيدن از پيغمبر و إمامى ، آن أعلم را بشناسند و تعبّداً قبول كنند .
غالباً كه مردم به أعلم در هر فنّى مراجعه مىكنند ، روى همين اختبار و استشاره ، و بعد هم روى أصل انتخاب و رأى گيرى است . و اين راه هم ، راه كشف حكم واقعى است .
شارع إسلام ، طريق تعيين ولايت را انتخاب از راه أكثريّت قرار نداده است
ولى شارع آمده اين راه را بسته و گفته است : در شرع كه شما به فقيه أعلم و إمام معصوم مراجعه مىكنيد - و اين هم أصلش بر أساس سيره است - بايد از طريقى باشد كه من نشان مىدهم ، نه با روش معمول در موارد ديگر . آن كسى كه أعلم فى الامّهء است و ثبوتاً داراى اين چنين مزايايى است ، إثباتاً هم شما بايد از اين راه به او برسيد ؛ و بايد شما برويد دنبال علىّ بن أبى طالب عليه السّلام . اوست و بس ؛ و غير از او هيچ نيست ! حالا روى نظر خود به سقيفه برويد ، رأى گيرى كنيد و هر كارى كه مىخواهيد بكنيد ، همهء اينها در نزد من مطرود است . چه قبول بكنيد يا نكنيد حكم از اين قرار است !
بنابراين ، راهى كه در شرع براى دنبال كردن آن فقيه أفضل و أعلم آمده است ، كه در زمان خود معصوم ، إمام معصوم و در زمان غيبت فقيه أعلم خواهد بود ، سيره مىباشد .
جاى شكّ و شبهه نيست كه يكى از أدلّه ، همين سيره است و دليلش هم دليل مهمّى است ؛ أمّا راه وصول به اين معنى و كاشف اين معنى حتماً به دست شارع است . شارع مىتواند راهى براى ما باز كند و راهى را ببندد و بگويد : راه تعيين أعلم اين است كه : بايستى حتماً آن فقيه أعلم را إمام معصوم قرار بدهد .
و لذا ما مىگوئيم : اگر ولىّ أعلم و فقيه أعلم ربطى با إمام معصوم نداشته باشد ممضى نبوده و أصلًا ولايتش تمام نيست ؛ و در مقام إثبات بايد أفراد خبره ( كه أهل حلّ و عقد و مشخِّص اين معنى هستند ، و خودشان داراى نور باطن و نورانيّت ضميرند ، و هم از جهت علم و فقاهت ، و هم از جهت نورانيّت باطنى