دشمن جنگ مىكنند و او را دفع مىكنند ؛ بواسطهء آن أمير راهها و سبيلها أمنيّت پيدا مىكند .
اگر آن أمير در كارهاى شخصى خود فاجر باشد براى خود اوست ، به باقى امور مربوط نخواهد بود ؛ بواسطهء آن أمير است كه حقّ ضعيف را از قوىّ مىگيرند تا اينكه شخص بارّ و نيكوكار استراحت كرده و بيارامد ، و همچنين إنسان از شخص فاجر و ظالم در أمنيّت و مصونيّت به سر برد . »
وَ فى رِوايَةٍ اخْرَى : أنَّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ لَمّا سَمِعَ تَحْكيمَهُمْ قالَ :
حُكْمَ اللَهِ أَنْتَظِرُ فِيكُمْ ( وَ قَالَ ) : أَمَّا الإمْرَةُ الْبَرَّةُ فَيَعْمَلُ فِيهَا التَّقِىُّ ، وَ أَمَّا الإمْرَةُ الْفَاجِرَةُ فَيَتَمَتَّعُ فِيهَا الشَّقِىُّ إلَى أَنْ تَنْقَطِعَ مُدَّتُهُ وَ تُدْرِكَهُ مَنِيَّتُه « 1 »
سيّد رضىّ در « نهج البلاغهء » مىفرمايد : در روايت ديگرى آمده است كه حضرت چون تحكيم حَكَمَين را شنيد فرمود : « من هم به دنبال حكم خدا مىگردم و انتظار إجراى حكم خدا را در ميان شما دارم ! أمّا إمارت و حكومت نيكو و پاكيزه : در آن حكومت ، تقىّ و متّقى و پرهيزگار به دنبال كارهاى خود و إصلاح و كمال خود ميرود ؛ و أمّا إمارت فاجر و حكومت آلوده : در آن حكومت فاجر هم ، شخص شقىّ دنبال تمتّعات دنيوىّ و بهره مندى از ظواهر دنيا ميرود تا اينكه مدّتش سر آمده و مرگش برسد ؛ بالاخره همه زندگى مىكنند و مىميرند . »
اين فرمايشى است كه حضرت در جواب كلام خوارج ( لَا حُكْمَ إلَّا لِلَّهِ ) فرمودند .
در اينجا ابن أبى الحديد مىگويد : شاهد اين مطلب گفتار رسول خداست كه مىفرمايد : إنَّ اللَهَ لَيُؤَيِّدُ هَذَا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِرِ . « خداوند بواسطهء مرد فاجر ، اين دين را تأييد مىكند . » يعنى إتقان و إحكام اين دين تا حدّى است كه اگر بعضى از فجّار هم بيايند زمام را در دست بگيرند ، اين دين در آن أصالت خود ، راه خود را طىّ مىكند و تأييد مىشود .
هامش
( 1 ) « نهج البلاغهء » خطبه 40 ؛ و از طبع مصر با تعليقه شيخ محمّد عبده ، ج 1 ، ص 91