تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
سپس ابن أبى الحديد مىگويد : أصحاب ما ( معتزله ) مىگويند : تعيين رياست بر مكلّفين واجب است ؛ و إماميّه مىگويند : بر خداوند لازم است كه از جهت لطف رئيسى بر مردم بگمارد ؛ و ظاهر كلام أمير المؤمنين عليه السّلام كه مىفرمايد : لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِر ، قول أصحاب ماست نه إماميّه « 1 » در اينجا ابن أبى الحديد دچار اشتباه شده است . جواب گفتار او اينست كه : كلام حضرت دلالت بر اين ندارد كه إنسان به اختيار خود مىتواند أميرى را خواه بَرّ يا فاجر بر مردم بگمارد ، زيرا مسلّماً پروردگار راضى به رياست و إمارت مرد فاجر نيست ( و بر همين أساس أمير المؤمنين عليه السّلام با معاويه جنگ مىكند ) ؛ بلكه حضرت مىخواهد بفرمايد : در صورت عدم تمكّن از إمام عادل ، حكومت إمام جائر بر مردم ضرورت دارد . اين حكم ، حكم ثانوى است ، مانند ديگر أحكام ثانويّه كه در صورت عدم إمكان حكم أوّلى تحقّق مىپذيرد . بنابراين ، ابن أبى الحديد در اين رأيش اشتباه كرده است ؛ كلام حضرت مثل اينست كه بفرمايد : إنسان حتماً بايد غذا بخورد ، يا غذاى حلال يا أكل ميته ، و اگر غذا نخورد مىميرد . ما از اين كلام استفاده نمىكنيم كه أكل ميته هميشه جائز است ، بلكه أكل ميته در آن وقتى است كه غذاى حلال بدستمان نرسد . إمارت أمير فاجر هم آنجائى است كه مردم أمير بَرّ را به إمارت بر نگزينند ؛ و صد البتّه واجب است كه مردم أمير برّ را بر گزينند و فاجر را كنار بزنند . بايد دفاع كنند ، جهاد كنند ، جنگ كنند تا أمير فاجر از كار بيفتد و بجاى او أمير بارّ بنشيند .

جنگهاى أمير المؤمنين عليه السلام براى دفع تجاوز و برقرارى دولت إسلام

أمير المؤمنين عليه السّلام هجده ماه در جنگ صفّين با تمام أصحاب رسول خدا براى چه معطّل بود ؟ ! براى اينكه أمير فاجر را از كار بردارد و أمير بَرّ را بنشاند . هر كس شرح او را در خطبه‌هاى « نهج البلاغهء » كه در دوران صفّين
هامش
( 1 ) « شرح نهج البلاغه » ابن أبى الحديد ، طبع دار الكتب العربيّه ، ج 2 ، ص 308 و 309