أسرار را به عنوان وديعه در آن بگذارد ؛ و سينه و قلب آن شخص ولىّ و إمام ، آنها را حفظ و پاسدارى كند و أمانات إلهىّ را از دست ندهد و ضايع نكند .
در « أقرب الموارد » در مادّهء « وَدَعَ » وارد است كه : اسْتَوْدَعَهُ مالًا ، أىْ اسْتَحْفَظَهُ إيّاهُ ، أىْ دَفَعَهُ لَهُ وَديعَةً يَحْفَظُهُ ؛ يُقالُ : اسْتَوْدَعْتُهُ الْوَديعَةَ وَ الْوَدآئِع . پس إمام بايد چنين شخصى باشد .
اين روايت را خالُنا الاكرم حاج ملّا أحمد نراقى قدّس الله نفسَه ، در كتاب شريف « عوآئد الايّام » براى إثبات ولايت فقيه آورده است .
أقول : أولى اين است كه اين روايت شريفه را از أدّلة ولايت إمام عليه السّلام قرار بدهيم ، چون در بيان علل احتياج مردم به أُولوا الامر وارد شده است ؛ و ما مىدانيم كه أئمّه عليهم السّلام : هُمُ الْمَخْصوصونَ بِهَذا الْعِنْوان .
در لسان قرآن كريم ، أُولوا الامر فقط أئمّه هستند ؛ و أفراد ديگر داراى مقام عصمت نيستند . و تعداد أُولوا الامر را پيغمبر معيّن فرموده ، و در كتب شيعه و سنّى آمده است . حتّى در كتب صحاح أهل سنّت تمام دوازده نفر آنها ذكر شده است . و الآن به هر شخصى از علماى آنها بگوئيد : اين عنوان دوازده خليفهاى كه از پيغمبر در كتب خود آوردهايد ( خلفاى پس از من دوازده نفرند ) « 1 » چه كسانى هستند ؟ مطلبى براى پاسخگوئى ندارند . آخر دين ما كه دين ساختگى نيست !
قرآن وجوب إطاعت را روى أُولوا الامر برده است ؛ و ما نمىتوانيم أُولوا الامر را به غير إمام معصوم - طبق تفسير خودِ آيات قرآن و طبق أخبار مستفيضه - إطلاق كنيم . بنابراين ، به اين روايت فقط بر وجوب إطاعت و
هامش
( 1 ) روايات كثيرهاى در انحصار أئمّه و خلفاى پس از پيامبر به دوازده نفر ، در كتب خاصّه و عامّه وارد است ، كه به مقدارى از آنها در « بحار الانوار » طبع آخوندى ، ج 36 ، باب 41 از أبواب تاريخ أمير المؤمنين ص 226 تا 373 ؛ و در « ينابيع المودّة » طبع استانبول ، باب 76 و 77 ، از ص 440 تا ص 447 إشاره شده است .