حَالَاتِهِمْ ؛ فَلَوْ لَمْ يَجْعَلْ فِيهَا قَيِّمًا حَافِظًا لِمَا جَآءَ بِهِ الرَّسُولُ الاوَّلُ لَفَسَدُوا عَلَى نَحْوِ مَا بَيَّنَّاهُ وَ غُيِّرَتِ الشَّرَآئِعُ وَ السُّنَنُ وَ الاحْكَامُ وَ الإيمَانُ ، وَ كَانَ فِى ذَلِكَ فَسَادُ الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ . « 1 »
« از جملهء علل جعل أُولوا الامر اين است كه : اگر خداوند براى آنها إمامى را كه قيّم بر امور آنها باشد ، أمين بر أموال و ناموس و نفوس آنها باشد ، حافظ دين و دنياى آنها باشد ، و خود گنجينهء ذخيرة أسرار إلهى باشد ، و در سينهء خود علوم إلهىّ و أمانات إلهىّ را حفظ كند ، اگر چنين شخصى را خداوند بر آنها نگمارد ، ملّت از بين مىرود ؛ دين از بين ميرود ؛ سنّت و أحكام تغيير و تبديل پيدا مىكند ؛ أهل بدعت در دين چيزهايى إضافه مىكنند ؛ ملحدين از دين مىكاهند و براى مسلمين إيجاد شبهه مىكنند ؛ زيرا ما با نور وجدان مىيابيم كه : خلائق به كمال خود نرسيدهاند ؛ اينها ناقص بوده و محتاج به كامل هستند ؛ و با وجود اختلاف آنها و اختلاف أهواء و آراء و تشتّت صنوف و أحوال آنها ، نمىتوانند راه را بيابند . بنابراين ، با وجود ضعف و عدم كمالى كه در آنها موجود است ، اگر خداوند بر آنها قيّمى قرار ندهد كه حافظ لِما جآءَ بِهِ الرَّسول باشد ، آنها فاسد شده از بين ميروند ؛ مردم از دست مىروند و شرائع و سنن إلهى و أحكام و إيمان از بين مىرود ؛ و وقتى از بين رفت ، تمام خلق أجْمَعين ، أكْتَعين ، أبْصَعين ، همه از بين مىروند ! » اين هم علّت سيّمى است كه حضرت إمام رضا عليه السّلام ، براى جعل أُولوا الامر بيان مىكنند .
و در اينجا كه مىفرمايد : لَوْ لَمْ يَجْعَلْ لَهُمْ إمَامًا قَيِّمًا أَمِينًا حَافِظًا مُسْتَوْدَعًا ، مستودع يعنى گنجينه . يعنى سينه و قلب إمام بايد گنجينهء أسرار إلهىّ باشد ، و خداوند آن سينه و قلب و فكر و إدراك را با سعه و ظرفيّت ببيند تا
هامش
( 1 ) فقراتى را كه از روايت در اينجا آورديم ، آية الله حاج ملّا أحمد نراقى قدَّس اللهُ سِرَّه در كتاب « عوآئد الايّام » طبع سنگى ، باب تحديد ولاية الحاكم ، ص 187 ، حديث 19 آورده است .