تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
أعُوذُ بِاللَهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ صَلَّى اللَهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ ءَالِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ لَعْنَةُ اللَهِ عَلَى أعْدَآئِهِمْ أجْمَعِينَ مِنَ الآنَ إلَى قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إلَّا بِاللَهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ يكى از رواياتى كه مىتوان بر ولايت فقيه بدان استدلال نمود ، روايتى است كه صدوق عليه الرّحمه در « علل الشّرآئع » بِإسْنادِهِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شاذانَ ، عَنْ أبى الْحَسَنِ الرِّضا عَلَيْهِ السّلام « 1 » روايت مىكند إلَى أنْ قال ، تا مىرسد به
هامش
( 1 ) اين روايت بسيار مفصّل است ، و در كتاب « علل الشّرآئع » طبع نجف ، مطبعه حيدريّه ، سنه 1385 هجرى ، ج 1 ، حديث 9 ، از باب 182 « علل الشّرآئع و اصول الإسلام » ص 251 تا ص 275 يعنى تقريباً 24 صفحه از صفحات طبع وزيرى را استيعاب نموده است ، و فقراتى را كه ما در اينجا از آن نقل نموده‌ايم در ص 253 آن مىباشد . أصل روايت چنين است : حَدَّثَنى عَبْدُ الْواحِدِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدوسِ النَّيْسابورىِّ العَطَّارِ ، قالَ : حَدَّثَنى أبو الْحَسَن عَلِيُّبْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَيبَةِ النَّيْسابُورىُّ ، قالَ : قالَ أبو مُحَمَّدٍ الفَضْلُ بْنُ شاذانَ النَّيْسابورىٌّ : إنْ سَأَلَ سآئِلٌ فَقَالَ : أَخْبِرْنِى . . . در اينجا فضل بن شاذان خودش تمام اين حديث مفصّل را بيان مىكند . در پايان آن ، شيخ صدوق كه راوى اين حديث است با عين همين سند روايت مىكند از علىّ بن محمّد بن قتيبه نيشابورى كه او ميگويد : من پس از آنكه اين علّت‌هاى كثيره را از فضل بن شاذان شنيدم به او گفتم : به من بگو : اين علّتهائى را كه ذكر كردى از روى استنباط و استخراج خودت بود ، و از نتائج أفكار و انديشه توست ، يا آنكه از چيزهائى است كه شنيده‌اى و بدان روايت شده‌اى ؟ ! فضل به من گفت : من چنين نيستم كه مراد خدا را در آنچه واجب كرده است ، و مراد رسولش را در آنچه تشريع نموده است و سنّت نهاده است ، بدانم ! من از پيش خودم نمىتوانم اين علّتها را بيان كنم ؛ بلكه آنها را از مولاى خودم : أبو الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام يك بار پس از بار ديگر ، و چيزى از آن را پس از چيز ديگر شنيده و آنها را جمع نموده‌ام ! من به او گفتم : من اينها را با طريق تو از حضرت رضا عليه السّلام روايت بكنم ؟ ! گفت : آرى !