تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
پرواز را تغيير داده بدان سمت حركت مىنمايند . يعنى در حركتشان همه از آن پيشتاز تبعيّت مىكنند ؛ و اين ، معنى تقليد است . مى گويند : اگر چوبى را بفاصلة مثلًا يك مترى زمين قرار داده و بعد بزى را از روى آن عبور بدهند ، اين بز همين كه مىخواهد به آن چوب برسد جستن مىكند ؛ زيرا آن را حائل و مانع مىبيند و از روى آن چوب مىپرد ؛ و همينطور بز دوّم و سوّم و چهارم ، همه به همين طريق پريده و جستن مىكنند ؛ و از روى آن چوب مىگذرند تا به جائى مىرسد كه اگر آن چوب را بر دارند ، باز هم بقيّة بُزهائى كه مىخواهند از آن محلّ عبور كنند به بالا جستن مىكنند ؛ با اينكه ديگر چوبى در بين نيست . و اين عين تقليد و حقيقت آن است . پس تقليد در حيوانات هم وجود دارد ، و اين يك حكم فطرى است . دوّم : حكم عقلى است ؛ يعنى شخصى كه به عقل خود رجوع كند ، بوضوح مىبيند كه : عقل او حاكم است بر اينكه در مسائلى كه نسبت به آنها جهل دارد وارد نشود كه إيجاد خطر مىكند ؛ و هر كسى براى جلب منفعت و دفع ضرر ، بايد به علم مراجعه كرده ، و جهل خود را با علم ترميم كند . و اگر إنسان خود علم ندارد ، با علم منفصلش يعنى عالم كه جايگزين علم متّصل اوست بايد نقاط ضعف خود را ترميم نمايد . سوّم : حكم شرعى است ؛ و آن در مرحلة بعد از اينهاست . يعنى همانگونه كه وجدان و عقل ، حكم به وجوب رجوع جاهل به عالم مىنمايند ، شرع هم مىگويد كه : إنسان در مسائلى كه جاهل است بايد به عالم رجوع كند . آيه شريفهء
: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ *
« 1 » ، و سائر أدلّة شرعيّه‌اى كه در باب اجتهاد و تقليد نقل شده‌اند ، همه بعد از دو مرحلة حكم فطرى و عقلى است . رجوع عامى به عالم در همهء امور ( چه امور ولائى باشد ، چه امور قضائى و
هامش
( 1 ) ذيل آيه 43 ، از سورهء 16 : النّحل ؛ و ذيل آيه 7 ، از سورهء 21 : الانبيآء
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 156 | السيد محمد حسين الطهراني