تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
أعُوذُ بِاللَهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ صَلَّى اللَهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ ءَالِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ لَعْنَةُ اللَهِ عَلَى أعْدَآئِهِمْ أجْمَعِينَ مِنَ الآنَ إلَى قِيَامِ يَوَمِ الدِّينِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إلَّا بِاللَهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ
يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا
. « 1 » « اى پدر ! بدرستيكه از جانب خدا به من علمى رسيده كه آن علم به تو نرسيده است . بنابراين از من پيروى بنما ؛ تا تو را به راه راست و استوار راهنمايى كنم ! » تقريب استدلال در اين آيه شريفه بدين صورت است كه : مُفاد آيه ، گفتار و احتجاج حضرت إبراهيم عليه السّلام به سرپرست خود آزر ، كه بت‌پرست و نسبت به خداى تعالى مشرك بوده است ، مىباشد . و چون در اين آيه وجوب متابعت را منوط به علم حضرت إبراهيم ، و نبودن آن علم در آزر نموده است ، بنابراين از آيه استفاده مىشود كه : لازم است هر جاهلى از عالم پيروى كند ؛ يعنى به جاى إراده و اختيار خود در امور ، إراده و اختيار عالم را بگذارد و آن را مقدّم بدارد ، و جايگزين خواسته‌ها و منويّات خود كند . در اين صورت ، آن جاهل در أثر متابعت از عالم كامياب شده ، و از مواهب إلهيّه‌اى كه در صراط مستقيم براى إنسان قرار دارد ، مُتمتّع مىگردد .
هامش
( 1 ) آيه 43 ، از سورهء 19 : مريم