است :
مُحَمَّدُ بْنُ القاسِم ، أوْ أبى الْقاسِمِ الْمُفَسِّرُ الاسْتَرابادِىُّ ، رَوَى عَنْهُ أبو جَعْفَرِ بْنِ بابَوَيْهِ ؛ ضَعيفٌ كَذّابٌ ، رَوَى عَنْهُ تَفْسيرًا يَرْويهِ عَنْ رَجُلَيْنِ مَجْهولَيْنِ : أحَدُهُما يُعْرَفُ بِيوسُفَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ زِيادٍ ، وَ الآخَرُ بِعَلىِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يَسارٍ ، عَنْ أبَوَيْهِما ، عَنْ أبِى الْحَسَنِ الثّالِثِ عَلَيْهِ السَّلام .
اين هم عبارت علّامه كه آن دو مرد را كه سابقاً ذكر كرديم ، مجهول مىداند و مىفرمايد : آنها دو مردى هستند كه أصلًا در خارج وجود ندارند و مجهولند ؛ و آنها كه از پدرانشان و پدرانشان از حضرت عسكرىّ روايت مىكنند ، أصلًا وجود خارجى ندارند ؛ و كسى كه اين تفسير را جعل كرده آن را نسبت داده به آن دو مرد مجهول ؛ ولى آن دو مرد مجهول شناخته نشدهاند . بعد علّامه مىفرمايد :
وَ التَّفسيرُ مَوْضوعٌ عَنْ سَهْلِ الدِّيباجِىِّ عَنْ أبيهِ بِأَحاديثَ مِنْ هَذِهِ الْمَناكر .
اين تفسير ساختگى است ؛ و ساختهء سهل ديباجى است از پدرش كه او هم از كذّابين است ؛ و در اين تفسير أحاديثى وارد شده است كه از منكرات است ، و قابل قبول نيست ؛ انتهى كلام علّامه در « خلاصه » .
سيّم از كسانى كه اين تفسير را ردّ مىكنند ، محقّق ميرداماد است در كتاب « شارع النّجاة » ( كتابى است فارسى ) در بحث ختان ؛ و مختصر كلامش اين است كه : تفسير حضرت عسكرىّ عليه السّلام كه معتبر است ، تفسيرى است كه حسن بن خالد برقىّ ، برادر محمّد بن خالد برقىّ آن را روايت كرده است . و أمّا تفسير محمّد بن قاسم كه از مشيخة صدوق است ، علماء رجال او را تضعيف كردهاند ؛ و قاصران و نامُتَمَهِّران آن را معتبر مىدانند ؛ و آن از مجعولات أبو محمّد سهل بن أحمد ديباجى است ؛ و مشتمل بر مناكير از أحاديث و أكاذيب از أخبار است .
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١١٤