تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
يكى شمرده‌اند ؛ مثل مرحوم حاج ميرزا حسين نورى در « مستدرك » كه مىگويد : از آن تفسير حضرت هادى همهء أجزائش از دست رفته و فقط يك جزءش باقى مانده است ، و ادّعا مىكند كه : قطعاً يك تفسير است ، دو تفسير نداريم ؛ ولى مرحوم محقّق داماد ( ميرداماد ) رحمة الله عليه مىگويد : آنها دو تفسيرند و أصلًا هيچ به هم مربوط نيستند ؛ آن تفسير حضرت هادى داراى اعتبار است و در ميان عبارات بزرگان در صحّت و وثوق و در راويانش شكّى نيست ؛ ولى اين تفسير منسوب به حضرت عسكرىّ ، غير معتبر است .

علمائى كه تفسير منسوب به حضرت عسكرى را معتبر ميدانند

علّامه حاج آقا بزرگ طهرانى قُدّس سرّه در « الذّريعة » مىگويد : دو تفسير است ، و هر دو معتبر است در نهايت اعتبار ، و ليكن يكى از آنها از دست رفته است ؛ و فرمايش استاد ما : مرحوم حاج ميرزا حسين نورى ( استاد مرحوم حاج شيخ آقا بزرگ ) كه اينها را يك تفسير شمرده وجهى ندارد ؛ دو تفسير بوده ، هم اين معتبر است و هم آن ؛ يكى از دست رفته و ديگرى باقى است . مرحوم حاج ميرزا حسين نورى إصرار دارد بر حجّيّت اين تفسير ؛ و به ده دليل إثبات مىكند كه : اين تفسير حجّيّت دارد ؛ و أفرادى را كه خواسته‌اند اين تفسير را نقض نموده و طعن و دقّ در آن وارد كنند ردّ مىكند . حال مقتضى است بحث كوتاهى دربارهء اين تفسير كه الآن در درست است ، و بنام « تفسير حضرت إمام حسن عسكرىّ عليه السّلام » و منسوب به آنحضرت و از زبان آنحضرت مىباشد ، بنمائيم . مرحوم حاج ميرزا حسين نورى در خاتمهء « مستدرك » « 1 » بحث مفصّلى دارند ، نه تحت عنوان « تفسير إمام حسن عسكرىّ » عليه السّلام ، بلكه تحت عنوان « محمّد بن قاسم أسترآبادى » كه يكى از كسانى است كه صدوق در « من لا يحضره الفقيه » و « أمالى » و « علل الشّرآئع » و غيرها از او روايت مىكند ، و در ترجمة أحوال اين مرد بالمناسبه چند صفحه بحث از تفسيرى مىكنند كه اين
هامش
( 1 ) خاتمه « مستدرك الوسآئل » الفآئدة الخامسة ، ص 661 إلى 664