تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
عوام و هم انديشمند ؛ تمام أفراد مردم در اين جهت عَلَى السَّويَّه هستند ؛ و خداوند به آنها يك إدراك باطن و يك انديشهء عميقى داده است كه با آن ، تمام إدراكاتشان ، و تمام علومشان را كه از خارج به آنها تحميل مىشود ، مىتوانند اندازه گيرى كنند و بگويند : كدام حقّ است و كدام باطل .

عوام ما چون از فقهائشان فسق ظاهر و جانبدارى ببينند ، تقليد از آنها حرام است

بنابراين ، تمام أفرادِ عوامى كه علماء سوء ، آنها را به سوى خود كشيده و برده‌اند ، در روز قيامت نميتوانند به خدا بگويند : ما نميدانستيم ؛ چشممان باز نبود ؛ سواد نداشتيم ؛ بين عبارت فارسى و عربى يا عبارت خارجى تفاوت نمىگذاشتيم ؛ أوّل و آخر كتابرا از همديگر نمىشناختيم ؛ اينها زِمام ما را در دست گرفتند و بردند آنجا كه مىخواستند ببرند . اين عبارت حضرت ، فاتحه اين غرور و دل خوش كُنك‌ها را خوانده است : وَ اضْطَرُّوا بِمَعَارِفِ قُلُوبِهِمْ إلَى أَنَّ مَنْ فَعَلَ مَا يَفْعَلُونَهُ فَهُوَ فَاسِقٌ . يعنى إدراك باطنى و انديشه قلبى كه در قلبشان هست ، به اختيارشان نيست كه بخواهند اين انديشه را نداشته باشند . بلكه هر كسى بخواهد يا نخواهد اين انديشه براى او هست . مثل اينكه إنسان چشمش را باز مىكند ؛ چشمى كه باز شد مىبيند ، و اگر هم شما بگوئيد : نبين ، نمىشود نبيند . و اين نهايت لطف و بزرگوارى و محبّت و عظمت پروردگار است كه به إنسان قوّه‌اى داده است كه از همهء علوم و همه إدراكات بالاتر است و آن را با وجود إنسان سرشته و خمير كرده است ؛ و حتّى در عالم خواب از إنسان جدا نيست و در عالم بيدارى هم هر جا حركت مىكند ، با اين معارف قلوب مىرود . بنابراين وقتى اين عوام ديدند : آن علماء يهود دروغ صريح مىگويند ، و طرفدارى از أقرباى خود مىكنند ، و عليه أفرادى كه نسبت به آنها نظر خوشى نشان نميدهند ، تعصّب دارند ، و حقّ آنها را ضايع مىكنند ، و در محاكمات ، عليه آنها حكم مىدهند ، و جيره آنها را مىبُرند ، و غير ذلك از اعماليكه انجام