ميدهند ، در اين صورت ديگر چرا به دنبال آنان رفتند و از آنان تقليد كردند ؟ ! بنابراين ، آن عوام محكومند و در پيشگاه پروردگار حجّتى ندارند .
فَلِذَلِكَ ذَمَّهُمْ لِمَا قَلَّدُوا مَنْ قَدْ عَرَفُوهُ ؛ وَ مَنْ قَدْ عَلِمُوا أَنَّهُ لَا يَجُوزُ قَبُولُ خَبَرِهِ وَ لَا تَصْدِيقُهُ فِى حِكَايَتِهِ ، وَ لَا الْعَمَلُ بِمَا يُؤَدِّيهِ إلَيْهِمْ عَمَّنْ لَمْ يُشَاهِدُوهُ ؛ وَ وَجَبَ عَلَيْهِمُ النَّظَرُ بِأَنْفُسِهِمْ فِى أَمْرِ رَسُولِ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ إذْ كَانَتْ دَلآئِلُهُ أَوْضَحَ مِنْ أَنْ تَخْفَى ، وَ أَشْهَرَ مِنْ أَنْ لَا تَظْهَرَ لَهُمْ .
« پس بدين جهت خداوند آن عوام يهود را مَذَمّت كرد ، چون تقليد كردند از آن كسى كه او را شناختند و دانستند كه : جائز نيست إنسان خبر او را قبول كند ؛ و در مطالبى كه از خدا و رسولش حكايت مىكند ، او را تصديق كند ؛ و جائز نيست طبق آنچه كه او از حضرت موسى و از پيغمبران سابق عليهم السّلام كه إنسان آنها را نديده است ، به مجرّد حكايت او عمل نمايد ( چون در واسطه إشكال است ؛ آب ، در ميان راه آلوده و متعفِّن شده است . ) و واجب است بر اين عوام كه خودشان تفحّص نمايند ، و در أمر رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم نظر كنند ؛ زيرا دلائل رسول الله واضحتر است از اينكه پنهان گردد ، و روشنتر و مشهورتر است از اينكه بر آنها ظاهر نشود . »
بنابراين ، عوام كه ديدند علمائشان اينچنيناند ، و به معارف قلوب و حكم قطعى وجدانىّ ، مضطرّ و مجبور شدند كه آنها را فاسق بدانند ، و حكم كنند به عدم قبول خبر و به خيانت آنها در گفتار ، ديگر بايد سراغ اين پيغمبر بروند و ببينند چه مىگويد ؟
وقتى به سراغ پيغمبر رفتند و ديدند دلائل او روشن ، و أدلّه و حُجَج او به نحو أكثر و أشدِّ از مراتب إتقان است ، و روشنتر است از اينكه مخفى بشود ، و مشهورتر است از اينكه بر آنها ظاهر نشود ، در اين صورت أمر پيغمبر را قبول مىكنند .
فعليهذا اينها در روز قيامت به جهنّم ميروند ؛ به جهت اينكه به آنها گفته
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 88
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٨٨