« حضرت در جواب فرمودند : عوام يهود ، علماء خودشانرا مىشناختند كه آنها صريحاً دروغ مىگويند ، و مال حرام مىخورند ، و از عوامشان رشوه مىگيرند ، و أحكام خدا را از مَحالّ خود و از مواضع خود بواسطهء توصيههائى كه به آنها مىشود ، و ميانجيگريها و وساطتهائى كه اتّفاق مىافتد تغيير مىدهند . »
مثلًا أفرادى نزد عالم شفاعت مىكنند ، و او حكم خدا را در بعضى از مواقع بواسطهء همين ميانجيگريها و توصيهها تغيير مىدهد . و بواسطهء توجّه و عنايت به خواصّ و نزديكان و أقوام و دوستان خود از طريق مُصانعات و قرار دادها و ساخت و پاختهائى كه دارند ، حقّ را پايمال نموده ، و حكم را تغيير مىدهند . و عوام مىفهميدند كه : علماء آنها اين كارها را مىكنند .
وَ عَرَفُوهُمْ بِالتَّعَصُّبِ الشَّدِيدِ الَّذِى يُفَارِقُونَ بِهِ أَدْيَانَهُمْ .
« و علماء خود را مىشناختند كه : آنها در تحت يك نوع خودخواهى و منيّت و تعصّبى فرو رفتهاند ، كه در أثر پيروى از آن تعصّب ، و خودمِحورى و خودمنشى و عدم تنازل از آن حالى كه دارند ، از أحكامى كه در كتاب و دين آنها وارد شده است فاصله گرفته و از دين جدا شدهاند ؛ و بواسطهء آن تعصّب و استبداد فكرى و استبدادِ نفسى ، ديگر نمىتوانند به أحكام دين عمل كنند . »
وَ أَنَّهُمْ إذَا تَعَصَّبُوا أَزَالُوا حُقُوقَ مَنْ تَعَصَّبُوا عَلَيْهِ و أَعْطَوْا مَا لَا يَسْتَحِقُّهُ مَنْ تَعَصَّبُوا لَهُ مِنْ أَمْوَالِ غَيْرِهِمْ وَ ظَلَمُوهُمْ مِنْ أَجْلِهِمْ .
« اينها علماء خود را شناختند كه : بر أساس همان نظر جاهلىّ و تعصُّب جاهلى ، وقتى از شخصى نظرشان بر مىگردد و ميانشان كدورت پيدا مىشود و از او ناراحت مىشوند ، حقوق واجبه را از او مىبُرند ، و حقّ او را نمىدهند . و به عكس ، بواسطهء همان نفسانيّت و عصبيّت جاهلى و خودمنشى و خود رأيى و استبداد فكرى ، به كسى كه لَهِ او نظريّهء مساعد دارند و دوست دارند منافع را به جيب او سرازير نمايند ، مقدارى از أموال ديگران را بدون استحقاق به او
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 84
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٨٤