تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
تقريب استدلالِ به اين آيه هم ، براى لزوم متابعتِ از إمام معصوم كَمَا سَبَق است . چرا ؟ زيرا كه حكم بِمَآ أَنزَلَ اللَهُ را متفرّع مىكند بر نُزُولِ الكِتَابِ بِالْحَقّ . يعنى چون ما ، كتاب را به حقّ بر تو نازل كرديم ، بر اين أساس تو بايد در ميان مردم حكم كنى . و آن كسى كه متحقّقِ به حقّ نيست ، او حقِّ حكم در ميان مردم ندارد .

آيه : فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ

يكى ديگر از آيات مباركات قرآن اين آيه است :
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً
« 1 » قسم به پروردگار تو اى محمّد ! اين مردم إيمان نمىآورند ، مگر آن زمانى كه در مرافعات و مشاجرات و مخاصماتى كه بين آنان اتّفاق مىافتد ، تو را حَكَم قرار دهند و نزد تو آمده و بگويند : يا رسول الله ، آنچه تو بر ما حكم كنى ما قبول داريم ، آنگاه بعد از اينكه تو را حَكَم قرار دادند ، و تو در ميان آنها حُكم كردى - و طبعاً حكم ، لَهِ يكى ، و عليه ديگرى خواهد بود - آن كسى كه حكم عليه اوست ، در سينه‌اش أبداً گرفتگى و حَرَجى نباشد ، و نگويد : چرا پيامبر حكمش عليه من است ؟
وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً
، اينها تسليم تو باشند به تمام معنى الكلمه . همانند كسى كه اگر لَهِ او ، يا عليه او حكم كنى يكسان باشد . اين إيمان است ، و در اين صورت اينها إيمان آورده‌اند ؛ و حقّاً هم مطلب همينطور است . چون پيغمبر قلبش ، وجودش ، عين حقّ است ، عين واقعيّت است ؛ مگر مىشود حكم به باطل كند ؟ ! عيناً مانند خداوند . آيا خدا مىشود حكم به باطل كند ، با اينكه برتمام علوم و وقايع اطّلاع دارد ؟ ! موجودات ، وجودشان علم حضورىِ پروردگار است ، و علم فعلىِ حضورىِ پروردگار ، نفس موجودات است . پيغمبر أكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم در غنائم حُنين بود كه خواستند مقدار خمس آن را قسمت كنند ، به بعضى از مشركين كه تازه مسلمان شده
هامش
( 1 ) آيه 65 ، از سورهء 4 : النّسآء