بايستى توقّف كنيم ؛ و دست به كار نزنيم ؛ تا اينكه حجّت بر ما تمام بشود .
در توقّف و احتياط ، نظر به تماميّت حجّت نيست ، بلكه نظر به اينست كه : اگر الآن ما حقِّ در مسأله را ندانسته و واقع را نمىشناسيم ، بايد توقّف كنيم ؛ اينجا محلّ احتياط است . زيرا رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمود : امور بر سه گونهاند : حَلالٌ بَيِّنٌ ، حَرَامٌ بَيِّنٌ ، وَ شُبُهَاتٌ ، و كسى كه به شبهات عمل كند ، مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَم داخل در هَلَكه خواهد شد . پس هر فردى از أفراد ، در هر كجاى دنيا ، اگر مسائلى برايش پيش بيايد كه مورد شبهه است ، حتماً بايد احتياط كند ، و إلّا در هلكه خواهد افتاد من حيث لا يعلم . و مراد از شبهات ، شبهات حكميّه است نه موضوعيّه .
و اين حكم إطلاق داشته ، اختصاص به زمان إمام عليه السّلام و زمان حضور ندارد . بلكه شامل همهء زمانهاست ؛ زمان غيبت و حتّى در زمان حضور ؛ ( يعنى وقتى كه إمام عليه السّلام بحسب ظاهر زنده بوده و در دسترس بعضى از مردم باشد . ) زيرا بر فرض حيات و حضور إمام هم ، همهء مردم به ايشان دسترسى ندارند .
لهذا بايد توّجه نمود كه : هيچ تفاوتى بين زمان حضور و غيبت نيست . در زمان حضور ، حضرت إمام صادق عليه السّلام در مدينه بودند ، و أفراد شيعه در دنيا مُنتشر بودند . أَرْجِهْ « 1 » حَتَّى تَلْقَى إمَامَكَ ؛ يعنى كار را عقب بينداز ، و با اين
هامش
( 1 ) لغت أَرْجِهْ حَتَّى تَلْقَى إمَامَكَ ؛ كه در مقبولهء عمر بن حنظله بنا به روايت « من لا يحضره الفقيه » آمده است ، از أرْجَهَ الامْرَ إذَا أخَّرَهُ عَنْ وَقْتِهِ مىباشد كه از باب إفعال است و ثلاثى مجرّد آن : رَجَهَ يَرْجِهُ رَجْهًا يعنى تَزَعْزَعَ بوده ؛ و رَجَهَ بِالشَّىْءِ يعنى تَشَبَّثَ بِهِ بِأَسْنَانِهِ است . و اين غير از مادّهء أرْجَأ الامْرَ بمعنى أخَّرَهُ مىباشد كه مهموز اللّام است ؛ و در « أقرب الموارد » گويد : وَ تَركُ الْهَمزَةِ لُغةٌ فى الكُلِّ . ( انتهى ) .