تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
بوده ، و راه وصول به حقّ به اين طريق مسدود مىباشد ؛ برويد و از ميان خودتان - « مَنْ كَانَ مِنْكُمْ » آن كسى كه از خود شماست ، شيعه است ، صاحب ولايت است ، مُعاند نيست و در راه خلاف راه شما حركت نمىكند - حاكمى را انتخاب كنيد و به او رجوع نمائيد . و ليكن بايد تأمّل نمائيد تا شخص غير واجد شرائط حكومت ، مُنْتَخَب نگردد . بايد صاحب نظر بوده فقيه باشد ، ناظر در حلال و حرام ما باشد ، حلال و حرام ما را بفهمد ، حديث ما را روايت كند ، و أحكام ما را بداند . يعنى فقيهى كه عارف بر حلال و حرام و ناظر در أحكام و راوى حديث است ، و مَذاقِ ما و مَمشَاى ما و حكم ما در دست اوست ، و مىداند حكم ما أهل بيت چيست ، و از رسول خدا و قرآن ، چه قِسم أحكام را براى شما بيان كرده‌ايم و به شما رسانده‌ايم ، اين چنين شخصى بايد ميان شما حكم كند ؛ فَإنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِمًا ، من او را براى شما حاكم قرار دادم .

مخالفت با طريق مجعول شرعى ، مخالفت با خداست

به اين ميگويند : جَعْل ( جعلِ مَنصَب ) . من او را به عنوان حاكم براى شما قرار دادم . و اين حكومت هم ، به عنوان حكومت عمومى است ، « مَنْ كَانَ مِنْكُم » عامّ است ، شخصِ خاصّى نيست ، هر كسى كه ميخواهد اينطور باشد ، چه در آن زمانى كه حضرت صادق عليه السّلام بودند و عمر بن حَنظلَه از آن حضرت سؤال مىكرد ، و چه بعد از آن ؛ و همينطور إلى زَمانِنا هذا كه زمان غيبت كُبرى است ؛ هر كسى كه بدين نحو باشد ، حضرت مىفرمايد : إنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِمًا ؛ من او را براى شما حاكم قرار دادم . فَإذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ يَقْبَلْهُ مِنْه ، زمانيكه آن فقيه به حكم ما حكم كرد ، ولى آن مُتداعى قبول نكرده اعتراض نمود ، آن كسى كه حكم عليه او واقع شده است - اينجا به جاى « لَمْ يَقْبَلا » « لَمْ يَقْبَلْ » گفته است ؛ زيرا دو نفر كه با يكديگر مُنازَعه داشته باشند ، و به حاكم مراجعه كنند ، آن كسى كه حكم لَهِ اوست بالاخره قبول مىكند ؛ و آن كه حكم له او نيست ردّ مىكند ؛ لذا به صيغهء مُفرد آورده است . چون حاكم نمىتواند له هر دو حكم كند . يعنى بگويد اين مال هم از آنِ توست ؛ و هم