تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
امور خود نبايد فقط ملاحظهء حقّ خودش را بكند و بس ! بلكه بايد ملاحظه كند كه : اين حقّ را از چه طريقى مىخواهد بدست بياورد ؟ اگر طريق ، موجب ذلّت و إهانت او نبود إنسان دنبال مىكند و اگر بر عزّ و شَرَف او نُكسى ، ضررى و نقصى إيجاد كرد ، إنسان صرف نظر مىكند و بايد از طريقى عبور كند كه تمام خصوصيّات سُلوكيّه ملاحظه بشود . حضرت مىفرمايد : اگرچه حقّش هم ثابت است و حقّ خود را ميگيرد ، أمّا از طريق ممنوع ، ممنوع است . از طريق رجوع به سلطان جائر و قُضاتِ از قِبَلِ او ممنوع است . و اين مَفسَده ، أقوى است از مصلحت حاصله . قُلْتُ : كَيْفَ يَصْنَعَانِ ؟ ! عمر بن حنظلَه مىگويد : عرض كردم : در اين صورت چكار كنند ؟ نزاع دارند و نمىشود نزاعشان همينطور تا روز قيامت بماند ! شما كه سلوك آن طريق را مىبنديد و مىگوئيد : نبايد به سلطان جائر مراجعه كنند ، بنابراين راه خلاصى از اين مَخمَصه چيست ! ؟ قَالَ : انْظُرُوا إلَى مَنْ كَانَ مِنْكُمْ قَدْ رَوَى حَدِيثَنَا وَ نَظَرَ فِى حَلالِنَا وَ حَرَامِنَا ، وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا ، فَارْضَوْا بِهِ حَكَمًا فَإنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِمًا ، فَإذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ يَقْبَلْهُ مِنْهُ ، فَإنَّمَا بِحُكْمِ اللَهِ قَدِ اسْتَخَفَّ ، وَ عَلَيْنَا رَدَّ ، وَ الرَّادُّ عَلَيْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَهِ ؛ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَهِ .

مُفاد : إنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِمًا

« حضرت فرمودند : نظر كنيد به سوى آن كسى كه در ميان شماست و مردى است كه حديث ما را روايت مىكند ، و نظر در حلال و حرام ما مىاندازد ، و اطّلاع و عرفان بر أحكام ما دارد ؛ او را به عنوان حَكَمِيَّت براى خود انتخاب كنيد ، و حكم وى را براى خود إمضاء كنيد ! زيرا كه من او را براى شما حاكم قرار دادم ! پس اگر اين مرد حكم كرد به حكم ما ، و يكى از متنازعين اين حكم را از او قبول نكرد ، بداند كه : به حكم خدا استِخفَاف نموده و ما را ردّ كرده است ؛ و ردّ كنندهء بر ما ردّ كنندهء بر خداست ؛ و اين در حدِّ شركِ به خداست . اين جواب حضرت است كه ميفرمايد : حال كه رجوع به طاغوت حرام
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 203 | السيد محمد حسين الطهراني