تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
سلوك كنيم گرچه به حقّ برسيم . چرا ؟ براى اينكه مفسدهء سلوك اين طريق ، أقوى است از مصلحتِ واقعيّه‌اى كه عائد ما مىشود . اين طريق ، طريقى است خطرناك ؛ از اين طريق إنسان نبايد برود . سلطان جائرى آمده ، و بنام إسلام و مسلمين حكومت مىكند و در أحكام مسلمين به دلخواه خود عمل مىكند ؛ و قُضاتى را هم براى تقويت حكومت خود گماشته است و به مَتنِ قرآن و متن سنّت و متن ولايت اعتنائى نداشته ، بلكه مخالفت دارد ؛ و إنسان اگر از اين راه برود و به حقّ خود هم برسد ، راه خطرناكى را پيموده است . زيرا ، أوّلًا : تقويتِ سلطنت او را مىكند ، تقويتِ قضاتِ او را مىكند ، ركون به ظالم است :
وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ
« 1 »
.
در قرآن مجيد ، به كسى كه ركون به ظالم مىنمايد إيعاد به جهنّم داده شده است كه موجب مَسِّ آتش مىشود . اگر اعتماد به ظالم نشود ، اگر مردم هيچ سراغ سلطان جائر و قُضات آنها نروند ، طبعاً دكّان آنها بسته مىشود . در غير اين صورت ، مردم به آنان مراجعه مىكنند ؛ آنها هم بازار خود را گرم مىبينند . و ثانياً : آن كسى كه ميخواهد حقّ خود را بدست بياورد ، بايد از طريق پاك و خالص و صافى سراغ سرچشمه رفته و آب را از آنجا بردارد . اگر از طريقى سلوك كند كه آن طريق آلوده است ، اين عين لجن زارى است كه آب از آنجا عبور مىكند و متعفّن مىشود ؛ إنسان به آب رسيده است ، ولى آبى كه از مجراى عَفِن عبور كرده است ؛ آن آب براى او حيات نيست ؛ مرض است . اين مسأله هم ، بسيار مسألهء دقيق و خطيرى است ؛ و جمله‌اى كه حضرت إشاره ميكنند ، حاوى نكتهء بسيار مهمّى است كه إنسان بطور كلّى در
هامش
( 1 ) صدر آيه 113 ، از سورهء 11 : هود