تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
نتيجه‌اش اين است : هر كسى كه متّهم به زنا شد قبل از اينكه دربارهء او تحقيق شود بايد او را كشف عورت نمود تا روشن شود كه او مرد است يا نه . اگر مرد بود ، او را محاكمه نمايند . يعنى هر كسى را كه بخواهند بر او حدّ جارى كنند ، أوّل بايد او را كشف عورت نمايند . زيرا اگر ما بخواهيم كشف حقيقت خارجى كنيم ، غير از اين راه ممكن نيست . در حالتى كه از نظر شرع ، اين راهها مسدود است .

طريق رفع تهمت از ماريه ، از عجائب أسرار ولايت است

حقيقت مسأله از اين قرار است : هم رسول خدا و هم أمير المؤمنين عليهما السّلام به تمام خصوصيّات مسأله از عفّت ، عصمت ، و بزرگوارى و حلال زادگى حضرت إبراهيم ، و كينهء ديرينهء عائشه ، و ساختگى بودن اين
هامش
عليه السّلام است بعد از آنكه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم او را از اين عمل بر حذر داشت ؛ و حركت اوست به بصره در حالى كه قيادت و رياست جيش عظيمى را بر عهده داشت و به گمان خود طلب خون عثمان ميكرد ، در حالى كه خود او بود كه مردم را به جنگِ عليه عثمان برانگيخت ؛ و براى كشتن وى تحريض و ترغيب مىنمود و راجع به عثمان گفت آنچه را كه گفت . ما عائشه را ملامت ميكنيم راجع به كارهائى كه در بصره در روز جمل أصغر با عثمان بن حُنَيف و حكيم بن جَبَلَة نمود ؛ و زشت و قبيح مىشمريم كارهاى وى را در روز جمل أكبر با أمير المؤمنين عليه السّلام ؛ و كارهائى را كه در روز بَغل ( سوار قاطر شدن او ) چون پنداشت بنى هاشم ميخواهند إمام حسن مجتبى عليه السّلام را نزد جدّش دفن كنند ، انجام داد ؛ و از او و از مروان بن حكم به ظهور رسيد آنچه رسيد ! بلكه عتاب و مؤاخذه ما از عائشه بر سائر أعمالى است كه با أهل بيت عليهم السّلام عموماً انجام داده است . أمّا اين مرد ناصبى كذّاب ( شيخ نوح حنفىّ ) در عداوت با شيعه به حدّى رسيده است كه هيچ مسلمى نرسيده است ؛ و در كينه‌توزى و افشاندن بذر دشمنى راهى را پيموده است كه هيچ موحّدى آن را نپيموده است . زيرا كه إسلام و أهل إسلام را با اين افتراى خود كه بدينگونه به شيعه زده است لكّه دار نموده است . مگر نه آنست كه شيعه نصف مسلمانان جهان هستند ؟ اين لكّه و اتّهام به شيعه موجب روشنى و خرّمى چشمان كفّار خواهد شد ، و جگر و زَهره موحّدين را خواهد شكافت ؛ و ستمى است كه هم بر امّ المؤمنين عائشه و هم بر جميع مسلمين وارد خواهد شد . وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إلَّا بِاللَهِ الْعَلِىّ الْعَظِيْم