افترا تو است ؛ و به هيچ وجه جنبهء واقعى ندارد ؛ او در مقام إنكار برآمده و مدّعى ثبوت واقعه خواهد بود . بنابراين ، مسأله به نتيجهء مثبتى نخواهد رسيد .
و آيا رسول خدا به أمير المؤمنين عليهما السّلام بگويد : برو مابور را تفتيش كن ، كشف عورت كن ، ببين او واقعاً مرد است يا زن است يا خواجه است ؟ اين دستور هم أبداً از پيامبر معقول و پسنديده نيست و غلط است . پيغمبر خوب مىداند و جاى شبههاى هم براى او نيست . پيامبر به تمام نيّات ما اطّلاع دارد ؛ مابور متهّم و بى خبر است ولى أمرِ به كشف عورت غلط است و
هامش
اين ، اصول شيعه در عصمت أنبياء ، قضيّه بهتان به عائشه را نسبت به مسأله إفْك جِدّاً و أساساً محال ميداند ؛ و قواعدشان وقوع چنين أمرى را عقلًا باطل مىشمرد . و بر همين أساس فقيه الطّائفه و مرد موثّق إماميّه استاد مقدّس ما : شيخ محمّد طه نجفى أعلى الله مقامه بر فراز منبرِ درس تصريح به وجوب عصمت عائشه در مضمون قضيّه إفك نمود ؛ و استدلال خود را بر پايه استقلال حكم عقل بر لزوم نزاهت و پاكى أنبياء از كوچكترين عيب و ننگ ، و وجوب طهارت عِرضهايشان از كمترين لكّه زشتى و عار ، استوار نمود .
و عليهذا ما براى برائت عائشه از اين اتّهام ، نيازى به دليل خارجى نداريم ، و براى او و براى غيراو از زنان پيغمبران و أوصياى پيغمبران ، هر گونه نسبتى نظير اين أمر را جائز و روا نمىشماريم .
سيّد بزرگوار و پيشواى مذهب ما ، شريف سيّد مرتضى علم الهدى در مجلس 38 از جز دوّم كتاب « أمالى » خود در ردّ كسى كه نسبت زنا و فحشاء به زن نوح داده است با عين اين عبارت جواب ميدهد كه : أنبياء عليهم الصّلوة و السّلام عقلًا واجب است كه از أمثال اين گونه امور منزّه باشند ؛ چرا كه أمثال اينها به زشتى و پليدى مىكشاند ؛ و قدر و منزلت را در هم ميشكند . خداوند تعالى پيغمبران خود را از امورى كه بى أهميّتتر و سبكتر از اينها هستند - به جهت تعظيمشان و توقير و إكرامشان از هر چه موجب تنفّر قلوب مردم از پذيرش كلام آنهاست - دور نگهداشته است . . . تا آخر گفتارش كه دلالت بر وجوب پاكدامنى زن نوح و زن لوط مىباشد از فحشاء . و بر اين أصل أصيل مفسّرين و متكلّمين از شيعه و سائر علمائشان إجماع و اتّفاق دارند .
آرى ، ما آنچه را كه از أفعال امّ المؤمنين عائشه انتقاد داريم ، خروج اوست از خانهاش پس از قول خداوند تعالى :وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ، « واجب است بر شما زنان پيغمبر كه در خانه هايتان متمكّن و ثابت باشيد » و سوار شدن بر شتر به جهت جنگ با أمير المؤمنين