تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
إسمعيل است در خارج ، از أوّل مورد طلبِ پروردگار نيست ؛ از أوّل مقصود خدا نبوده كه حضرت إبراهيم او را بكشد . لذا وقتى أمر به كشتن إسمعيل آمد و پروردگار حضرت إبراهيم را مطيع يافت ، مصلحت أمريّه حاصل شد و طبعاً موردى براى تحقّق مأمورٌ به ظاهرى باقى نمىماند ؛ فلهذا فرمود :
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا
« 1 » ديگر لازم نيست او را بكشى ؛ چون منظور از أمر عملى شد . اينها را مىگويند : أوامر امتحانيّه كه مصلحت فقط در نفس أمر است .

اگر أمر امتحانى رسول الله نبود ، تا أبد دامان خاندان رسالت را لكّه دار مينمود

در اينجا مسأله از اين قرار است كه : أمر رسول خدا به أمير المؤمنين عليهما السّلام ، نظير أوامر امتحانيّه است ؛ نه اينكه خودِ أمرِ امتحانى است ؛ زيرا أمرى را كه مصلحت در مأمورٌ به آن نباشد و در نفس أمر باشد و لو به داعى و غايت ديگرى غير از مصلحت أمريّه ، آن را نظير أوامر امتحانيّه مىگويند . أمرى كه رسول خدا فرمود ، منظور ، كشتن واقعى مابور نبود ؛ منظور اين بود كه قضاياى مختفيه بر مردم منكشف شود . اين أمر چه مصلحتى داشت ؟ عائشه ، ماريه را قذف و متهم به زنا كرده است ؛ و فرزند رسول خدا را عِياذًا بِالله زنازاده دانسته است ! بايد تأمّل نمود كه : در اينجا رسول خدا در برابر اين قضيّه و اين اتّهام چه كارى انجام بدهد ؟ اگر هيچ اعتنائى به مسأله نكند ، اين اتّهام تثبيت خواهد شد ؛ أهل مدينه ، منافقين ، يهود و نصارى مىگويند : بعضى از مخدّرات و كنيزان پيغمبر زناكار بوده و از راه زنا بچّه آورده است ؛ و پيغمبر هم او را فرزند خود دانسته است . و اين ننگ تا أبد بر خاندان رسالت باقى مىماند . « 2 »
هامش
( 1 ) صدر آيه 105 ، از سورهء 37 : الصّافّات ( 2 ) دامان خاندان أنبياء همگى از نسبت زنا و فحشاء پاك است . زيرا نسبت زنا موجب آلودگى در نسب ، و از بين رفتن قداست فرزندان آنها مىشود . و عقلًا و شرعاً زنان پيغمبران گرچه بهر نوع فساد أخلاق دچار باشند بايد از فحشاء و زنا پاكدامن باشند ؛ حتّى دربارهء زن نوح و زن لوط كه در سورهء تحريم خداوند آن دو را مثال و نمونهء زنان كافر