تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
پس پيغمبر در مقابل اين تهمت عائشه نمىتواند ساكت بنشيند . او بايد كشف حقيقت كند . كشف حقيقت به چه قسمى متصوّر است ؟ آيا مابور را به محكمه حاضر و از او استنطاق كنند واو قَسَم ياد كند ؟ در اين صورت مىگويند : او قسم بى جا خورده است ، و از خوف إجراء حدّ بر او ، سوگند ياد كرده است . آيا مىبايست ماريه را بياورد و با عائشه روبرو كند ؟ اين هم كه به جائى منتهى نمىشود . طرفين دعوى يعنى عائشه و ماريه هر كدام بر گفتار خود ايستادگى دارند . علاوه ، بر فرض اينكه پيامبر به عائشه بگويد : اين اتّهام ناشى از توهّم و
هامش
و شقىّ بيان نموده است و أمر به دخول در آتش بر آنها متحتّم گرديده است ، بواسطهء أعمال فحشاء و قبيحِ جنسى نبوده ، بلكه بواسطهء تمرّد از إيمان ، و استكبار و سركشى از پيروى شوهرانشان : حضرت نوح و لوط بوده است . شيعه إجماع بر اين مسأله دارد و دامان زنان پيغمبر را پاك ميداند ، گرچه بعضى از آنها به نكوهيده‌ترين أعمال ، همچون جنگ جمل دست يازيدند . أمّا علماى شيعه سَلَفاً و خَلَفاً همگى در كتابهاى خود تصريح به پاكدامنى عائشه نموده‌اند ؛ و نسبتى را كه عبد الله بن ابَىّ رئيس منافقين مدينه به او داد ردّ ميكنند ؛ و ابن ابَىّ را بواسطهء اين اتّهام جهنّمى ميدانند و آياتيكه در قرآن مجيد دربارهء رفع اتّهام عائشه وارد شده است ، همه را مىپذيرند ؛ و به عنوان قداست دامان خاندان پيامبر و رفع شبههء هر گونه آلودگى جنسى بحثها و گفتگوها دارند . ما در اينجا فقط به ذكر گفتار آيه الله سيّد عبد الحسين شرف الدّين عامِلىّ رضوان الله عليه در كتاب ارزشمند : « الفصول المهمّة » طبع دوّم ، ص 145 تا ص 147 مىپردازيم تا اين قضيّه از نقطهء نظر عقيدهء شيعه در اين زمينه كاملًا روشن شود . او ميفرمايد : وجه پنجم از وجوهى را كه شيخ نوح حنفى در باب : ردّه و تعزير ، از دو كتاب فتاوى حامديّه و تنقيح آن ، موجب كفر شيعه و وجوب قتل آنان دانسته است اينست كه : شيعيان دربارهء عائشهء صدّيقه رضى الله عنها زبان درازى كرده و در حقّ او راجع به داستان إفك ( تهمت به زنا ) عياذاً بالله گفتارى دارند كه لائق شأن او نيست . . . تا پايان مطالبى كه در اين باره به شيعه افتراء و تهمت زده و از روى بهتان و دروغ نسبت داده است . پاسخ آنست كه : عائشه در نزد شيعهء إماميّه و در حقيقت و واقع أمر : أنْقَى جَيْبًا ، و أطْهَرُ ثَوْبًا ، و أعْلَى نَفْسًا ، و أغلَى عِرْضًا ، وَ أمْنَعُ صَوْنًا ، وَ أرْفَعُ جَنَانًا ، و أعَزُّ خِدْرًا ، و أسْمَى مَقَامًا مىباشد كه دربارهء وى غير از نزاهت و پاكدامنى روا باشد و يا غير از صيانت و عفّت در حقّ او متصوّر گردد . كتابهاى إماميّه از قديم الايّام تا امروز شاهد صدق گفتار ماست . علاوه بر