تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
قَذْفْ ، و پاكىِ دامنِ ماريه و پاكىِ مابور ، آن خدمتگذارِ ماريه علم داشتند ؛ و مسأله در نزد ايشان مانند آفتاب روشن بود . ولى حضرت رسول مىخواهند قضيّه را طورى واضح و روشن به مردم نشان بدهند كه اين اتّهام تا روز قيامت از دامن بيگناهى شُسته ؛ و لكّهء ننگ بر دامن مُفتَرِى باقى بماند . واقعاً فكر كنيم و ببينيم كه آيا پيغمبر بهتر از اين مىتواند عمل نمايد كه به أمير المؤمنين عليه السّلام بگويد : با شمشير به سمت مابور حركت كن ! و او هم بدين قسم براى اينكه خود را از تهمت خارج كند مسلّماً كشف عورت كند . و يا طبق روايت « حِلْيَة الاوليآء » چون مرد محترمى است و نمىخواهد كشف عورت كند ، بعنوان اينكه خواسته از درخت خرما بالا برود ، خود را به پائين انداخته پاهايش را بلند مىكند كه بگويد : من كشف عورت نكردم ؛ بلكه پاهايم بلند شد ؛ تا قضيّه روشن شود ! درست توجّه كنيد ! اين قِسم ، أمير المؤمنين عليه السّلام حقيقت مطلب را نزد رسول خدا برده است و آنحضرت براى مردم روشن مىكند كه : اين اتّهامى كه شما به مابور نسبت داديد ، سالبهء به انتفا موضوع است ؛ و چه گناه عجيبى مرتكب شديد ! چه اتّهامى به ماريهء قبطيّه ، آن زنِ عفيف و نجيب ، و به إبراهيم زديد ! كه رسول خدا فرمود : اگر بنا بود پس از من كسى پيغمبر بشود - و ختم نبوّت بر آنحضرت تحقّق نگرفته بود - به اين فرزندم إبراهيم داده مىشد . اينقدر در او قابليّت بود ! و با اين كشف خارجى آبروى عائشه و سائر مُفسدين بكلّى از بين رفت . و رسول خدا نمىفرمايد : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى يَصْرِفُ عَنَّا الْعَار ؛ عار و ننگ را از ما برداشت ؛ بلكه مىگويد : حمد اختصاص به خدائى دارد كه امتحان را از ما برداشت و چهرهء زشتِ نتيجهء فتنه و فساد را از ما برگردانيد و براى عائشه و حَفْصه و پدرانشان ، و منافقين و يهود و نصارى ، و سائرين ، خوب روشن نمود كه قضيّه از اين قرار است . اين يك أمر باطنى و قرار دادى بين رسول خدا و