تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
خاصّ منكشف بشود ، آن هم در ميان هزار فقره دزدى ، يكى اتّفاق نمىافتد . در ميان هزار مورد زنا يكى اتّفاق نمىافتد . و همچنين قوانين قصاص و جزا ، براى جلوگيرى از آن جنايات است نه براى إتلاف نفوس ، و إلّا بسيارى از مردم از اين كارها مىكنند ؛ و گناه هم دارد و كسى هم خبر ندارد . اگر بنا بشود از غير طُرق شرعيّه ، إنسان گناه كسى را اكتشاف كند ، اين شرعاً حرام است . و لذا تمام اين علوم هم محرّم است ؛ تمام علومى كه ممكن است إنسان بواسطهء آنها بتواند بواقعيّتى برسد و واقعيّت هم دارند ، ولى شرع آنها را طريق قرار نداده است ، حرام است . مَنْيِتيزْم‌و هيپْنوتيِزْم‌را شرع طريق قرار نداده است ؛ ارتباط با جنيّان را طريق قرار نداده است ؛ راه كَهانت و راه سِحر را بسته است ؛ اينها همه علوم محرّم هستند در حالتى كه بعضى از آنها مسلّم بواقع إصابت مىكنند ، و در آن حرفى نيست ؛ ولى طريق ، غلط است . موسيقى علمى است كه داراى موضوع صحيحى است ؛ و بر أساس آن تعليم خاصّ با آهنگهاى مختلف ، أثرهاى خاصّ بر روح إنسان إيجاد مىكند ؛ إنسان را به گريه مىاندازد ؛ به خنده مىآورد ؛ ديوانه مىكند ؛ أثرهاى واقعى بر او مُترتّب است ؛ ولى شرع ، اين را برداشته و نفى كرده و حرام نموده است . حال ما نمىتوانيم بگوئيم : چون واقعيّت دارد ، پس حلال است . بين حلال و واقعيّت فرق بسيار است . خيلى چيزها در خارج واقعيّت دارد و ليكن در شرع ممنوع است . شرع مىگويد : بايد از اين طريق به روى و به واقع برسى . حكم در ميان مردم بايد از طريق أيمان و بيّنات باشد . اگر مىخواهى بر كسى ادّعائى كنى ، بايد شاهد بياورى ؛ و اگر نه ، طرف را بياورى تا او قسم بخورد ؛ و اگر او قسم نخورد ، قسم به خودت بر مىگردد ؛ بايد قسم بخورى . و بالاخره فقط از اين راه مطلب حلّ مىشود ، و راه‌هاى ديگر بسته است ؛ با اينكه يقين دارى ، و با چشمان خود مشاهده نموده‌اى كه دزد به خانه‌ات داخل شده ، و أموال تو را برداشته و با خود برده است . آيا يقين از اين
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 122 | السيد محمد حسين الطهراني