تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
اوست . أمّا حضرت موسى نسبت به اين كار إشكال دارد و مىگويد : اين عمل ، عملِ مُنْكَرى است و نبايد انجام پذيرد . حال آيا حضرت خضر كار درستى كرد و درست مىگفت ؟ يا حضرت موسى درست مىگفت ؟ - با اينكه مىدانيد حضرت موسى هم ، داراى مقام نبوّت است و پيغمبر أُولوا العزم و صاحب شريعت و معصوم است و در اين موارد دربارهء ايشان شكّى نيست - پس كداميك درست مىگفتند ؟ جواب اين است كه هر دو درست مىگفتند . حضرت موسى داراى شريعت است و مىگويد : هر كارى كه مىشود بايد بر أساس قانون و دستور باشد . إنسان بدون دستور نمىتواند اين عمل را انجام دهد . در شريعت نيامده است إنسان كسى را بدون سبب و علّت بكشد ، مگر اينكه او كسى را كشته باشد . بر أساس قتل نفسى كه كرده ، إنسان مىتواند او را قصاص كند ؛ ولى بدون جهت نمىشود كسى را كشت . حضرت خضر از يك افق ديگرى نگاه مىكند ؛ و از آن افق كه علم خاصّ خودش بوده ، نه تنها قتل آن غلام براى او جائز بوده بلكه واجب بوده است . أمّا حضرت موسى كه بايد نگهدار شريعت باشد ، نمىتواند از شريعت خودش تجاوز كند . آن كسى كه در ميان مردم ، شريعت و حكم آورده ، حكم قصاص آورده ، و كتاب تورات را پروردگار بر او نازل كرده ، و گفته است : بايد بر أساس اين كتاب برمردم حكم كنى ، او نمىتواند اين كار را انجام دهد ؛ او دستش بسته است ؛ و به هيچ وجه نمىتواند به آن قِسم كسى را بكشد . فلذا حضرت رسول أكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم هم در بعضى از موارد استثنائى ، مثل همين قضيّهء ذُو الخُوَيصَرة دستور دادند كه برويد و فلان شخص را بكشيد ؛ أمّا در بقيّهء موارد ، مانند موارد قصاص و منازعات و مخاصمات ، به علم غيب خود رفتار نمىكرده ، مىفرمودند : إنَّمَا أقْضِى بَيْنَكُمْ
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 119 | السيد محمد حسين الطهراني