تمام عوالم ، واحد أحد فَرد صَمَد
لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
مشاهده كند كه در دست هيچ موجودى به قدر ذرّهء خردلى قدرت نيست و علم و اختيار نيست ، و اوست الْمَلِكُ الحَىُّ الْقَيُّومُ .
كلام حدّاد : « إيمانًا تُباشِرُ بِهِ قَلْبى »
معنىاى غير از توحيد ميتواند داشته باشد ؟
در خاتمهء دعاى ابو حمزهء ثمالى مروىّ از حضرت امام علىّ بن الحسين سيّد السّاجدين عليهما السّلام كه از جملهء ادعيهء سحرهاى ماه مبارك رمضان است از خدا ميخواهيم :
اللَهُمَّ إنِّى أَسْأَلُكَ إيمَانًا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِى ، وَ يَقِينًا حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّهُ لَنْ يُصِيبَنِى إلَّا مَا كَتَبْتَ لِى ، وَ رَضِّنِى مِنَ الْعَيْشِ بِمَا قَسَمْتَ لِى ؛ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ . « 1 »
« بار خدايا ! من از تو مسألت دارم ايمانى را به من بدهى كه خودت بواسطهء آن ايمان در دل من بيائى و بالمباشره قلب مرا تصرّف نمائى ، و يقينى را كه با آن بدانم كه هيچ گزندى و واردهاى به من نمىرسد مگر آنچه را كه تو براى من مقدّر نمودهاى ، و مرا از زندگانى به مقدارى كه براى من معيّن نمودهاى و بهره دادهاى راضى و خشنود گردانى ؛ اى خداوند أرحم الرّاحمين ! »
باشَرَ يُباشِرُ مُباشَرَةً يعنى پوست بدن و بشره را به جائى رساندن ؛ مثل
بَاشِرُوهُنَّ
« 2 » « با زنان مباشرت كنيد » و پوست بدن را به بدن آنها برسانيد ، كه كنايه از جماع و آميزش است .
وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ
« 3 » همين معنى را دارد .
در اينجا حضرت سجّاد عليه السّلام عرضه ميدارد : خداوندا ! به من
هامش
( 1 ) « مصباح المتهجّد » شيخ طوسى ، ص 401 تا ص 413 ، و اين فقره در پايان دعاست ؛ و « زاد المعاد » مجلسى ، خطّ أحمد تبريزى ص 47 تا ص 53 ، و فرموده است : اين دعا را شيخ طوسى و ديگران روايت كردهاند ؛ و أيضاً در « مفاتيح الجنان » محدّث قمّى از ص 186 تا ص 198 از « مصباح » شيخ روايت نموده است .
( 2 ) قسمتى از آيه 187 ، از سورهء : 2 البقرة :فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا ما كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ( 3 ) . قسمتى از آيه 187 ، از سورهء 2 : البقرة :وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ.